بیشتر بخوانید

محبوبیت نیکزاد
محبوبیت نیکزاد در شهرستان‌های اردبیل، نمین، نیر و سرعین امری است که در طول سال‌های خدمتگزاری وی در منطقه به‌دست‌آمده است. نیکزاد از پارامترهای مورد نیاز برای محبوبیت برخوردار بوده و همواره …
کلیک کنید
رفتارشناسی مدعیان خدمت
اسفندماه موعد برگزاری انتخاباتی است سرنوشت‌ساز و بسیار مهم. اعلام آمادگی ۵۰ هزار نفر در مرحله اول ثبت‌نام، نشان‌دهنده اهمیتی است که مردم به سرنوشت خود و آینده مجلس شورای اسلامی دارند. …
کلیک کنید
شماره40 هفته نامه انتخاب اردبیل
شماره40 هفته نامه انتخاب اردبیل
کلیک کنید
اسلاید قبلی
اسلاید بعدی

فضول‌باشی و شورای شهر

با دوستان روی سکوهای سیمانی ورزشگاه تختی اردبیل نشسته بودیم. سکوهایی که گویا عمر مفید خود را از دست داده‌اند ولی کسی نمی‌خواهد دستی از محبت و عنایت به سر و رویشان بکشد و آن‌ها را برای ادامه حیات بدون پذیرایی از تماشاگران امیدوار بکند. این سکوها یک زمانی برای خود برو بیایی داشتند. فوتبالی‌ها وقتی بود که آرزو می‌کردند ورزشگاه تختی به‌طور کامل از نعمت سکوی تماشاگران برخوردار بشود ولی وقتی به همت استاندار وقت و علی نیک‌زاد که آن موقع مدیرکل دفتر فنی بود این آرزو برآورده شد آرزوی ما به داشتن تیمی در دسته اول باشگاه‌های کشور ختم شد. این سکوهای سیمانی در آن دو فصلی که شهرداری در لیگ دسته یک بود دوران خوبی داشت چرا که هر هفته تعداد زیادی از علاقه‌مندان به فوتبال را در آغوش می‌گرفت و در شادی و غم آن‌ها سهیم می‌شد و هنگامی‌که بر باغ دل‌گشای فوتبال اردبیل باد خزان وزیدن گرفت این سکوها هرروز غریب و غریب‌تر شدند و با محروم شدن از تماشای چهره‌های بشاش و پرانرژی تماشاگران دچار افسردگی شده و به حال‌وروز نامساعدی گرفتار شدند.

در جمعی که در روی سکوهای شکسته سیمانی به دوردست‌ها نگاه می‌کردند و افسوس روزهای آفتابی فوتبال اردبیل را می‌خوردند فضول‌باشی درحالی‌که در زیر آفتاب کم نور تا حدودی پوستش قرمز شده و دانه‌های ریز عرق بر پیشانی‌اش نشسته بود با حرارت حرف می‌زد می‌گفت: تا بخواهیم از گذشته فوتبال اردبیل صحبت کنیم و با یادآوری آن روزها برای لحظاتی هم که شده از درد و غم فوتبال رهایی یابیم عده‌ای فوراً با استفاده از نوچه‌ها و مواجب بگیرها و بله قربان‌گو‌ها به تکاپو می‌افتند که دارید از چه سخن می گویید، مگر فوتبال اردبیل چه داشته که به آن افتخار می‌کنید؟ شماها در آن سال‌ها فقط پوسته‌ای از فوتبال را داشتید. از برکت وجود ماست که فوتبال در اردبیل نفس می‌کشد، اگر ما نبودیم و به فوتبال خدمت نمی‌کردیم شماها چه خاکی داشتید که به سرتون بریزید؟ فوتبال آن سال‌ها و روزهایی که شما مدافعش شده‌اید موجب سرشکستگی است. هر وقت که در خارج از شهر از حال و روز فوتبال در سال‌های قبل می‌پرسند اصلاً رویمان نمی‌شود که به آن‌ها بگوییم تیم‌هایی زوار دررفته، بازیکنانی کم‌توان، مسابقاتی بی‌رمق و مقام‌های ساختگی و الکی، حاصل فوتبال روزهایی است که برخی‌ها اینک مدعی سرافرازی آن روزها هستند.

یکی از دوستان درحالی‌که می‌خندید رو به فضول‌باشی کرد و گفت: داداش آن‌ها عجب اعتمادبه‌نفسی دارند وقتی به گذشته فوتبال اردبیل حمله می‌کنند از دستاوردهای خودشان چه می‌گویند و چه مدرکی ارائه می می‌دهند؟

فضول‌باشی که از این سؤال عصبانی شده بود با حالتی عصبی دستش را توی هوا چرخاند و گفت: ای بابا ادعا که مدرک نمی‌خواهد، حرف که مالیات ندارد، وقتی تریبون در اختیار داری آمارسازی بکن چراکه فرداش کسی نیست یقه تو را بگیرد و بگوید مرد مؤمن با کدام مدرک می‌توان ادعا کرد که فوتبال اردبیل جزء ۱۰ استان فوتبال کشور است؟ اساتید آمارسازی وقتی انگشت کوچک‌شان را به یک پست و مقامی گره بزنند برایشان دل کندن سخت می‌شود و چون خود را محق، کارآمد، کار بلد و در خدمت جامعه نشان می‌دهند حرف‌های خیلی شیرین بدون پشتوانه زیاد بر زبان می‌آورند.

یکی دیگر از رفقا که خود زمانی در مستطیل سبز آقایی می‌کرد چشمانش را کمی تنگ‌تر کرد و پرسید: آقایونی که به گذشته فوتبال ما حساسیت دارند خودشان در فوتبال چه آورده‌ای دارند؟ آیا در آن سال‌ها در صحنه بودند و برای فوتبال به‌اندازه سر سوزنی عرق ریخته‌اند؟

فضول‌باشی سرش را کمی جلو آورد و نزدیک به گوش آن دوست‌مان گفت: کی به کیه، شاید برخی‌ها که الان در فوتبال امرونهی می‌کنند و فوتبال ما در آن سال‌ها را محلاتی می‌شمارند از مادر متولد نشده بودند ولی من به شما سفارش می‌کنم بنشینید و در جمع‌های  این چنینی با خاطرات خوش گذشته حال بکنید و به پروپای قدرتمندان این روزهای فوتبال نپیچید که مطمئن باشید بد می‌بینید. حال بگذارید موارد دیگری را هم بگویم که چرا باید ساکت باشید. برخی‌ها که در فوتبال واداره امور آن صاحب دفتر و تشکیلات هستند برای رسیدن به صندلی شورای شهر هم خیز برداشته‌اند تا شهر را نیز از توانایی‌ها و خدمات بی‌بدیل‌شان بی‌نصیب نکنند. همین بهتر که لال‌مونی بگیریم و با ذوق و شوق به آینده درخشان، روشن و افتخارآفرین شهر و فوتبال‌مان چشم بدوزیم. آن‌هایی که فوتبال روی کاکل‌شان می‌چرخید و هر روز در میادین مختلف چه افتخاراتی که بدست نمی‌آوردند این‌بار می خواهند شهر ما را در دنیا پرآوازه بکنند و ابداعی‌ترین روش‌ها برای بهره بردن از شهری نوین، هوشمند، تاکتیک‌پذیر، پرقدرت، دریبل زن و مالک ستاره‌ها‌ی لیگ‌ها معرفی بکنند. خوش به حال فوتبال و شهر ما. حضور ناجیان فوتبال در کنار پارکینگ خوران، حاشیه سازان و بله قربان‌گوها چه نعمتی خواهد شد برای شهر ما. علی برکت‌الله.

admin

دیدگاهتان را بنویسید