ایرانشناس و دانشیار گروه شرق معاصر و آفریقا دانشگاه دولتی علوم انسانی روسیه درباره تهدید رئیسجمهوری آمریکا برای حمله به زیرساختهای تولید برق ایران گفت که چنین سخنانی با هنجارهای کلیدی حقوق بینالملل در تضاد است.
لانا راوندی فدایی در گفتوگو با خبرنگار ایرنا در مسکو افزود: سخنان دونالد ترامپ ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد – ممنوعیت تهدید به زور – را نقض میکند؛ این ماده به وضوح بیان میکند که کشورها حق ندارند کشور دیگری را به استفاده از زور تهدید کنند.
وی ادامه داد: در سخنان اخیر ترامپ، این تهدید به صورت علنی و خاص مطرح شد که خود، نقض قانون است.
نقض کنوانسیون ژنو
این ایرانشناس روس خاطرنشان کرد: سخنان ترامپ علاوه بر نقض منشور سازمان ملل، با توجه به اینکه درباره حمله به زیرساختهای انرژی صحبت میکند، کنوانسیونهای ژنو درباره حقوق بینالملل بشردوستانه را هم نقض میکند.
وی یادآور شد: در این کنوانسیونها، حمله به تأسیساتی که زندگی شهروندان غیرنظامی به آنها وابسته است، ممنوع است.
راوندی فدایی تصریح کرد: نیروگاهها، منابع ذخیره آب و دیگر زیرساختهای حیاتی، اهداف نظامی قلمداد نمیشوند، بلکه تأسیساتی هستند که حمله به آنها میتواند پیامدهایی برای زندگی شهروندان غیرنظامی داشته باشد.
ترامپ هیچ مبنای قانونی برای استفاده از اصل دفاع از خود ندارد
این پژوهشگر روس ادامه داد: نکته دیگر درباره اظهارات ترامپ این است که او هیچ مبنای قانونی مشخصی ندارد که بخواهد با استناد به آن در قالب حق دفاع از خود اقدام کند.
وی گفت: وقتی ایالات متحده از حق استفاده از زور صحبت میکند، تقریباً همیشه به ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد – حق دفاع از خود – استناد میکند اما در اینجا یک شرط کلیدی وجود دارد؛ دفاع از خود در صورتی مجاز است که حمله مسلحانه رخ داده باشد یا تهدید فوری و قریبالوقوع چنین حملهای وجود داشته باشد.
راوندی فدایی تصریح کرد: اینجاست که سؤال اصلی مطرح میشود؛ اگر ایالات متحده تهدید به حمله به زیرساختهای انرژی ایران کند، باید از نظر قانونی ثابت کند که یا ایران قبلاً حمله نظامی مستقیم علیه ایالات متحده انجام داده یا تهدید فوری چنین حملهای وجود دارد.
وی اضافه کرد: یک تهدید انتزاعی و تصوری در این زمینه ملاک نیست، بلکه باید یک تهدید ملموس و قریبالوقوع وجود داشته باشد که بتوان به ماده ۵۱ منشور ملل متحد استناد کرد.
هیچ کشور مستقلی، شرایط تحمیلی ترامپ را نمیپذیرد
دانشیار گروه شرق معاصر و آفریقا دانشگاه دولتی علوم انسانی روسیه با یادآوری اینکه «این ایران نبود که جنگ را آغاز کرد»، به رویکرد ایران در حلوفصل مسأله هستهای در چارچوب دیپلماتیک اشاره کرد و گفت: ایران در سال ۲۰۱۵، برجام را امضا کرد اما در سال ۲۰۱۸، این ایالات متحده بود که با وجود عمل ایران به تعهدات خود، از این توافق خارج شد.
وی افزود: ما شاهد یک الگوی تکراری هستیم؛ تابستان سال گذشته، جنگ ۱۲ روزه به معنای واقعی کلمه در آستانه جلسه دیگری از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا آغاز شد و اکنون وضعیت مشابه است: شرایطی به ایران ارائه شد که مستقیم بر حاکمیت آن تأثیر میگذارد و هیچ کشوری نمیتواند آن را در اصل بپذیرد.
راوندی فدایی گفت: در این شرایط، احساس میشود که در واشنگتن، چنین مذاکراتی در ابتدا به عنوان مسیری برای توافق دیده نمیشد، بلکه به عنوان بهانه و توجیه سیاسی برای تضعیف و تجزیه ایران دنبال شد.
وی تصریح کرد: متاسفانه، امروز شاهد یک مشکل گستردهتر هستیم؛ اصل حاکمیت، که باید پایه و اساس روابط بینالملل باشد، به طور فزایندهای زیر سوال میرود؛ آیا کلمه «حاکمیت» امروز اصلاً اهمیتی دارد؟
این پژوهشگر روس یادآور شد: ما قبلاً مواردی شبیه موقعیت کنونی را تجربه کردهایم و اینکه حاکمیت عراق، افغانستان، لیبی و سوریه تحت پوشش «دموکراسی» نقض شد و این گونه اقدامات آمریکا به نابودی کشورها، جنگهای داخلی، هرج و مرج و بیثباتی طولانی مدت منجر شد؛ وضعیت نیز نگرانیهای جدی را هنگام اعمال چنین منطقی ایجاد میکند.
سناریوی واشنگتن در تجاوز نظامی به ایران محقق نشد
خبرنگار ایرنا در ادامه پرسید: ترامپ ادعا کرد که به سرعت در جنگ پیروز خواهد شد، اما امروز بیست و پنجمین روز جنگ است و برخلاف ادعاهای ترامپ، پتانسیل نظامی ایران از بین نرفته و ایران در حال دفاع از خود و پاسخ به حملات است. ارزیابی شما از وضعیت فعلی و چشمانداز جنگ چیست؟
راوندی فدایی گفت: سناریوی «جنگ سریع» که واشنگتن، با توجه به بیانیههایش، روی آن حساب میکرد، محقق نشده است؛ بیش از سه هفته گذشته است و ما تصویر متفاوتی از آنچه آمریکا به دنبال آن بود، میبینیم.
وی افزود: ایران در اثر تجاوز آمریکا و اسرائیل، متحمل خسارات و حملات هدفمندی به زیرساختها و فرماندهی این کشور انجام شد اما مهمتر از همه، نتیجه کلیدی که منطقاً روی آن حساب میشد، محقق نشده است؛ سازوکار نظام سیاسی نابود نشده، قابلیت کنترل ثبات و حاکمیت دست نخورده باقی مانده و پتانسیل نظامی از بین نرفته است.
ایران از شرایط دشوارتر هم عبور کرده است
این ایرانشناس روس با اشاره به پاسخهای ایران به تجاوز گفت: صادقانه بگویم، این روند نباید کسی را که نحوه کار ایران را درک میکند، متعجب کند؛ ایران کشوری است که از جنگ تحمیلی از ناحیه کشور عراق و سالهای تلاش غرب برای انزوا، تحریم و فشار عبور کرده است.
وی ابراز عقیده کرد: علاوه بر این، وضعیت در آن زمان (جنگ ایران و عراق) بسیار دشوارتر بود، ایران عملاً با یک ائتلاف روبرو و منابع این کشور نیز بسیار محدودتر بود اما حتی در آن زمان، ساختار این کشور از هم نپاشید و دقیقاً همین تجربه است که به اساس استراتژی فعلی تبدیل شده است.
جنگ وارد مرحله فرسایشی برای واشنگتن شد
دانشیار گروه شرق معاصر و آفریقا دانشگاه دولتی علوم انسانی روسیه ادامه داد: اکنون رویکرد ایران، پیروزی سریع نیست، بلکه بر روی استقامت و پایداری متمرکز است؛ بنابراین، امروز نه تنها ما شاهد فروپاشی نیستیم، بلکه شاهد گذار از درگیری به مرحلهای جدید هستیم: مرحله فرسایش دشمن.
وی افزود: در مقطع کنونی ایران ضمن آنکه از خود دفاع میکند، به زیرساختهای نظامی و نقاط کلیدی حضور منطقهای آمریکا و لجستیک نیروهای آن که برای دشمن خود حساستر است، پاسخ میدهد.
آمریکا، ایران را دست کم گرفت
این ایرانشناس روس گفت: سخنان طرف آمریکایی مبنی بر اینکه «ما به سرعت پیروز خواهیم شد»، این است که اغلب ناشی از دست کم گرفتن طرف مقابل است.
وی خاطرنشان کرد: ایران کشوری نیست که بتوان آن را در مدت چند روز با حملات هوایی از عرصه خارج کرد.
راوندی فدایی اظهار داشت: ایالات متحده خود را در موقعیتی میبیند که هیچ پیروزی سریعی وجود ندارد و تشدید بیشتر تنش، خطر یک جنگ منطقهای بزرگ را به همراه دارد. به عبارت دیگر، فضای مانور در حال کاهش است.
ایران تجربه زندگی و عمل در شرایط فشار را دارد
این پژوهشگر روس درباره چشمانداز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران نیز گفت: اگر اوضاع طبق همین روند کنونی ادامه یابد، این درگیری به احتمال زیاد طولانی خواهد شد؛ این درگیری هر چه بیشتر طولانی شود، عاملی که ایران روی آن حساب میکند – زمان – بیشتر تأثیرگذار میشود چرا که هر ائتلاف خارجی محدودیتهای سیاسی، اقتصادی و داخلی دارد اما ایران تجربه زندگی و عمل تحت فشار را دارد.
وی تصریح کرد: اسرائیل تلاش میکند از طریق حمایت ایالات متحده، حداکثر فشار را بر ایران اعمال کند، اما برای واشنگتن، این سناریو به طور فزایندهای پرهزینه و پرخطر میشود – چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاست داخلی.
راوندی فدایی اظهار کرد: هر جنگ طولانی مدت، به ویژه در پس زمینه انتخابات، به دولت آمریکا فشار میآورد.
این پژوهشگر گفت: بازیگران بزرگی مانند روسیه و چین به طور عینی هیچ علاقهای به نابودی ایران یا بیثبات کردن کل منطقه ندارند و حتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، که اکنون عملاً محل این درگیری هستند، نیز به گسترش آن علاقهمند نیستند بلکه به دنبال دستیابی سریعتر به ثبات هستند.
راوندی فدایی در نهایت چنین نتیجهگیری کرد: با وجود مرحله دشواری که در حال حاضر در آن هستیم، معتقدم که در مقطعی، ترکیبی از این عوامل – اقتصادی، سیاسی و منطقهای – گرد هم خواهند آمد و آمریکاییها در نهایت مجبور خواهند شد به دنبال راهی برای خروج از این درگیری باشند.

