۱- محدود شدن اینترنت بینالمللی در برچیده شدن بساط تملق و تعریف و تمجیدهای آنچنانی و رنگ کردن گنجشک و قالب کردن آن بهجای قناری نقش به سزایی داشت. این مثال مخصوصاً در ورزش به جاهای باریک کشیده میشد و در وارونه کردن حقایق در مسیر غیراصولی گستردهتر میشد. در ورزش بههیچوجه نمیتوان بر واقعیتها سرپوش گذاشت. میدان رقابت و کسب نتایج و بالا رفتن از سکوهای قهرمانی، خود بیانکننده تواناییهای ورزش هر منطقه است. اگر روز و شب از اقدامات و جلسات و گفتگوها و اعتبارات سخنها گفته شود ولی در مسابقهای همچون المپیاد استعدادها در ردیفهای آخر قرار بگیریم یعنی همه آن ادعاها جز آمارسازی و سلب مسئولیت چیز دیگری نمیتواند باشد. ورزش با اعطای القاب مختلف و تبدیل کردن فضای آن به باندبازیها و رفیقبازیها و با محافظهکاری و راضی نگهداشتن همه نمیتواند به روزهای خوش درآینده امیدوار باشد. تا زمانیکه محور تصمیمها تقویت خود و عدم برخورد قاطع و محکم باشد ورزش همچنان در دریای روزمرگی و باری به هر جهت بودن دستوپا خواهد زد. ورزش در همه امور به تصمیمگیری سریع و هوشمندانه نیاز دارد. ورزش وقتی در شرایط مساعد نیست و همه انتظار تحول و آغاز حرکتی نوین دارند محتاج تصمیمگیری قاطع در شرایط سخت است. تا اعتمادبهنفس نباشد و از قدرت رهبری مجموعه برخوردار نباشیم نمیتوانیم تردیدها را از خود دور بکنیم و از تجربههای گذشته در راستای بهبود اوضاع استفاده نماییم. در هر مجموعهای قاطعیت در عمل نشانه اعتقاد قلبی به هدف و داشتن ذهنی پویا میباشد.
۲-بعد از نتایج بهدستآمده در المپیاد استعدادهای ورزشی چند روزی که بازار انتقاد داغ بود جهت بررسی علل ناکامیها جلساتی برگزار گردید و برای برنامهریزی مناسب و مشخص کردن اهداف و ترسیم راههای رسیدن به آنها، حرفها زده شد ولی از آن زمان تاکنون اقدامی قاطع در مورد تحقق این وعدهها انجام نشده و یا اگر چارهای اندیشیده شده اطلاعرسانی نشده است!
برایاینکه ورزش افتخارآفرین باشد و جوانان و ورزشکاران استان بتوانند در پرورش استعدادهای خود موفق باشند مسئولین باید عمل کنند و تلاش جملگی در راه رسیدن به هدف متمرکز شود. به عبارتی دیگر باید تکلیف خود را با ورزش قهرمانی روشن بکنیم. پایههای سرمایهگذاری را مشخص و نسبتبه استحکام آنها اقدام کنیم. حرف زدن، جلسه تشکیل دادن و کارگروه راه انداختن تا زمانیکه در عمل چهره خود را نشان ندهد چیزی جز اتلاف وقت و سرمایه نخواهد بود.
باید با جانودل بپذیریم که بی مایه فطیر است. صرف حرف زدن، آمار دادن و سینه زدن در زیر پرچم موفقیت تک ستارهها برای ورزش ما قاتق نان نخواهد شد. باید بدانیم که بدون سرمایه، بدون هدف و بدون برنامهریزی همچنان درجا خواهیم زد و هر روز گامی به عقب برخواهیم داشت.
بدون شک در شکستهای بهدستآمده در المپیاد، نقش هیئتهای ورزشی مهم و قابلتوجه است. از آن روز تاکنون چه برخوردی با آن دسته از مسئولینی که برای ورزش ما مؤثر نبودهاند صورتگرفته است؟ اگر قرار است با جمعی که حاصل تلاششان نتایج المپیاد بود ادامه دهیم دیگر چه نیازی به جلسات و وعدهها می باشد.
۳- رقبای جوانان ما در دیگر استانها روی حساب و کتاب کار میکنند و حاصل زحماتشان را در میادین مختلف با کسب عناوین برتر به دست میآورند. جوانان ما فقط در سایه استعداد و غیرت خدادادی به مصاف حریفانی میروند که تا بیخ دندان مجهز به برنامه، تمرین مناسب و آمادگی ذهنی هستند. تا زمانیکه در دام روزمرگی اسیر هستیم و توان مقابله با واقعیتها را نداریم بایدگفت این ره که میرویم به ترکستان است.
۴- ورزش ما میتواند حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد. اگر در دام حاشیه و حاشیهسازان نغلتیم و اگر به مهرهای برای اجرای اوامر جمعی تبدیل نشویم و اگر خدمت به جامعه ورزش را با چیز دیگری عوض نکنیم و اگر عرصه را برای باجگیران و باجخواهان تنگ نماییم ورزش میتواند حیات تازهای را تجربه کند. اگر در هیئتهای ورزشی انگیزه و توان لازم برای خدمت بیشتر وجود ندارد با جسارت از مسئولیت خداحافظی بکنیم و عرصه را به جوانان ورزشکار واگذار نماییم و بدین ترتیب نامی نیک از خود به یادگار بگذاریم.
چو نام نیک توانی ز خود نهی باقی
گذاشتن بدی از خود به یادگار بد است

