چرا برخیها مرزهای تملق را درمینوردند و جز مدیحهسرایی و قربان صدقه رفتنها بهکار دیگری فکر نمیکنند؟ پنهان شدن در سایه قدرت و همه چیز را فدای حفظ موقعیت و یا رسیدن به آن کردن و به دروغ، رنگ واقعیت زدن رفتاری است ناپسند و مذموم.
کسانی که به سلامت جامعه علاقهمندند شایسته است که بر روی چاپلوسان خاک بمالند. به چه دلیلی باید چاپلوسی نردبان ترقی عدهای فرصتطلب باشد؟ میداندار شدن چاپلوسها و پرچمداری آنها در عرصه، حاصلی جز عقب رفت جامعه نمیتواند داشته باشد!
مولا علی ابن ابیطالب(ع) میفرماید: “مدح و تقدیر بیشاز اندازه، تملق و چاپلوسی است که هم طرف مقابل را گرفتار خود بینی میکند و هم شخصیت گوینده را درهم میشکند.”
چاپلوسان جایگاهی برای تاختوتاز شیطان هستند. پیروی از هواهای نفس و تکیه کردن بر خواستههای غیرمعقول، آدمی را از درک حقایق و واقعبینی باز می دارد و با چاپلوسی درپی پوشش دادن نقاط ضعف و دور شدن از واقعگرایی واقعبینی میشود.
با گفتن حرفهای مبالغهآمیز نه کسی صاحب توانایی و کارنامه پربار و عملکردی موفق میشود و نه با دروغبافی و تهمت زدن سابقه اجرایی خوب فردی لکهدار میگردد.
هیچکس نمیتواند مخالف ستایش باشد. ستایش در حق کسانی که بهخوبی از عهده وظایف محوله برآیند و در راستای منافع جامعه و تأمین خواست مردم گام بردارند عملی نیک و پسندیده هست ولی وقتی تمجیدها اغراقآمیز باشد و به عبارتی دیگر ریاکارانه آنگاه مرزهای چاپلوسی درنوردیده میشود و رفتارها و گفتارها چندشآور میگردد.
واقعیتهای موجود در جامعه گویای همهچیز است، نیازی به مبالغه و یک کلاغ چهل کلاغ کردن نیست. اجازه ندهیم اغراق در مورد یک مجموعه پیوندهای دوستی و مودت را سست نماید و نگذاریم انتقادهایی با منشا خودخواهی و فرصتطلبی بر سوءتفاهمات بیفزاید و استرس و نگرانی را جایگزین آرامش نماید.

