حراج سرمایه فوتبال؛ چکش فروش بر سر خانه فوتبال استان
ساختمان هیئت فوتبال استان به فروش رفت. علت این
واگذاری را مولدسازی نام نهادند. در مولدسازی بیشتر اماکن مازاد مطرح میشود.
درحالیکه اداره ورزش شهرستان اردبیل جایی برای استقرار ندارد و درحالیکه برای
احداث ساختمان هیئت فوتبال، اداره کل کاری انجام نداده و بار اصلی زحمات آن بر دوش
فوتبالیها بودهاست قرار دادن ساختمان هیئت فوتبال در لیست مولدسازی اقدامی
عجولانه و غیرکارشناسی بود!
وقتی بحث مولد سازی مطرح شد به این تصمیم اعتراض
کردیم و نوشتیم که ساختمان هیئت فوتبال ازآن فوتبال این استان است آن را نباید در
معرض فروش قرار داد. متأسفانه تعداد اندکی که در آن مقطع گفتند و نوشتند چندان از
طرف فعالان فضای مجازی مورد حمایت قرار نگرفتند. دستاندرکاران امر از منتقدین
مولدسازی شکایت کردند و در فضای مجازی با راهاندازی صفحات جعلی آنها را مورد
حمله قرار دادند. کسانی که در آن مقطع از سفره ورزش و جوانان بهرهمند بودند در تأیید
مولدسازی حرفها زدند ومطالب نوشتند و آخرت خود را به دیناری و قراردادی و اندک
ثمنی فروختند و درنهایت با فروش ساختمان این هیئت و با فعالیت بولدزرها و کمپرسیها
در محوطه آن، علاقهمندان به فوتبال را با غمی بزرگ همآغوش کردند.
کسانی در هر مقام و ردهای که بحث فروش ساختمان هیئت
فوتبال را مطرح و برای قانونی کردن آن تلاش کردند خائنینی هستند که فوتبالیهای این
منطقه هیچوقت آنها را فراموش نخواهد کرد.
وقتی عکس تخریب ساختمان در فضای مجازی منتشر شد
به یاد ایام احداث این ساختمان در سال 84 افتادم. به یاد روزهایی که حاج مسعود
هوشمندی از پلههای استانداری بالا و پایین میرفت تا کمکی برای احداث بگیرد. یاد
آن شب که هوشمندی و آقاجانی شبانه با عجله به سمت تهران به راه افتادند تا اعتبار
درخواستی استاندار و دو تن از نمایندگان وقت را از وزارت ورزش و جوانان بگیرند و
به یاد ایامی افتادم که اهالی فوتبال از
جمله مرحوم مالک بابک بهعنوان رئیس و حاج مسعود هوشمندی خدمتگزار ورزش و فوتبال
اردبیل ماهها وقت خود را بر سر ساختمان گذاشتند و بهنحو مطلوب امانتداری کردند. یاد آن روزی افتادم که علی نیکزاد
استاندار وقت اردبیل از محل اعتبارات استانی برای احداث این ساختمان ۱۵ میلیون
تومان کمک کرد.
چه روزهایی داشت فوتبال اردبیل. همدلی حاکم در
فضای آن یک قانون نانوشته بود. علیرغم همه اختلاف نظرهای فوتبالی در وقت نیاز همه
برای فوتبال زیر یک پرچم جمع میشدند و عاشقانه برای فوتبال زحمت میکشیدند. از آن
روزی که صندلیهای مدیریت و حفظ آن به هدف اصلی تبدیل شد و پساز آنکه ماندن در
قدرت به هر وسیلهای مباح تشخیص داده شد و از آن ایامی که ناسزاگوها و فرصتطلبان
در فوتبال قد علم کردند وحدت و همدلی در آن مورد حمله قرار گرفت و رشتههای الفت
گسسته شد و نتیجه اینگونه تفکر به آن منتهی شد که بهخاطر یک یا دوجلسه تمرین، واقعیتها
در زیر پاها و چکمهها نابود شدند و چاپلوسی، ریا، تظاهر و نامردی در قلهها ایستادند.
ساختمان خیابان حافظ برای فوتبال اردبیل سرمایهای
بزرگ بود. در ۱۲ سال گذشته حتی ارادهای برای دیوارکشی و محصور کردن آن در دستاندرکاران
دیده نشد! خیلی از فوتبالیها از آن ساختمان رو برگرداندند و وقتی بهرهبرداری کافی
صورت نگرفت و به ساختمانی بهعنوان مرکز ثقل فوتبال تبدیل نشد خناسان و مدیران تحمیلی
و بیخبران از ورزش و فوتبال سناریوها نوشتند و در همه حال ضربه کاری خود به
فوتبال را وارد کردند!
حال آنچه را که در اختیار داشتیم از دست دادیم و
حالا در بحث توسعه زیرساختها مورد تقدیر قرار گرفتیم. فوتبال استان یک وجب جا برای
خود ندارد ولی در ارتباط با توسعه اماکن برتر میشویم! برای فوتبال اختصاص محل
دائمی دیگر امکانپذیر نخواهد شد مگراینکه دری به تخته بخورد و مدیریت فعلی دستخوش
تغییر گردد تا وعده مدیرعامل بتا عملی شود و ساختمانی زیبا برای هیئت احداث گردد. اگر
برای فوتبال دلسوز هستیم و علاقهمند حتی به بهای از دست دادن موقعیت خود، فوتبال
را باید صاحب یک تشکیلات مستقل بکنیم.
جامعه رسانه و فوتبال ازنظر ساختمان شرایط مشابهی
داشتند. خانه مطبوعات مالکیتاش از آن
فرهنگ و ارشاد اسلامی است ولی اتحاد و یکرنگی جامعه رسانه تا حال ساختمان خود را
حفظ کرده و در یک همکاری صمیمانه با مسئولین وزارت و اداره کل استان به هدف رسیده
است ولی در فوتبال چرا این کار عملی نشد؟ با زور و تهدید و خودبزرگبینی این کارها
حل شدنی نیست. عدم همکاری، نگاه از بالا، عدم تواضع و دلگرم شدن به حمایت فدراسیون
نشینها در مواقع حساس کمک نخواهند کرد. اتحاد و یکدلی جامعه فوتبال میتواند خیلی
از مشکلات موجود بر سر راه فوتبال را برطرف نماید.
