۴۰ روز گذشته است؛ چهل روز از صبحی که زنگ مدرسه در دبستان «شجره طیبه» میناب به صدا درنیامد و به جای آن، صدای انفجار و فریاد، آسمان شهر را پر کرد.
به گزارش ایرنا، ۴۰ روز از روزی که دفترهای مشق نیمهنوشته ماندند، مدادها روی میزها جا ماندند و کفشهای کوچک دانشآموزانی که قرار بود آینده این سرزمین را بسازند، بیصاحب شد.
میناب هنوز در همان صبح متوقف مانده است؛ شهری که کوچههایش روزگاری با خندههای کودکانه جان میگرفت، حالا در سکوتی سنگین نفس میکشد.
هر خانهای قصهای دارد؛ قصهای از کودکی که با شور رفت و دیگر بازنگشت. مادرانی که هنوز چشم به در دارند و پدرانی که قاب عکسهای کوچک را آرام در آغوش میگیرند.
۴۰ روز زمان زیادی نیست برای فراموشی؛ بلکه زمانی است برای عمیقتر شدن داغی که بر دل شهر نشسته است.
در این ۴۰ روز، گلزار شهدای میناب به زیارتگاهی برای دلهای شکسته تبدیل شده است.
سنگهای تازهای که بر خاک نشستهاند، نام کودکانی را در خود دارند که باید امروز در کلاسهای درس مینشستند و رویاهایشان را در دفترهایشان مینوشتند.
فرشتههای میناب، کودکانی بودند با آرزوهای ساده؛ آرزوهایی به اندازه یک نقاشی در دفتر مشق، یک نمره خوب در امتحان، یا بازی در حیاط مدرسه.
آنها میخواستند بزرگ شوند، درس بخوانند، پزشک و معلم و مهندس شوند، اما تقدیر برایشان صفحهای دیگر نوشت؛ صفحهای که نامشان را برای همیشه در حافظه یک ملت ثبت کرد.
در این ۴۰ روز، روایتهای بسیاری از آن صبح تلخ گفته شد؛ از کیفهای مدرسهای که میان آوارها پیدا شدند، از دفترهایی که هنوز بوی مداد تازه میدادند و از دستهای کوچکی که گویی هنوز امید را در خود نگه داشته بودند.
روایتهایی که هر کدام بخشی از مظلومیت کودکانی را بازگو میکند که بیگناه قربانی خشونت شدند.
اما در دل این اندوه، میناب نشانههای دیگری نیز دارد؛ نشانههایی از همدلی و یادآوری. مردم شهر هر روز با شاخههای گل به گلزار شهدا میروند، نویسندهها از آنها مینویسند، هنرمندان و شاعران برایشان سرود میخوانند و معلمان در کلاسهای مجازیشان نامشان را با احترام یاد میکنند. گویی این کودکان هنوز در میان مردم شهر حضور دارند.
چهل روز گذشته، اما جای خالی آنها هنوز تازه است.
حیاط مدرسه شجره طیبه دیگر آن هیاهوی همیشگی را ندارد، اما خاطره قدمهای کوچک دانشآموزانش در ذهن شهر باقی مانده است.
آنها دیگر در کلاسهای درس نیستند، اما نامشان به درسی بزرگ برای همه تبدیل شده است؛ درسی از مظلومیت، انسانیت و یادآوری ارزش جانهای بیگناه.
فرشتههای میناب رفتند، اما خاطرهشان در دل این شهر باقی خواهد ماند.
۴۰ روز گذشته است، اما برای خانوادهها و مردمی که آنها را دوست داشتند، زمان هنوز همان صبح تلخ را روایت میکند؛ صبحی که آسمان میناب شاهد پرواز فرشتههایی شد که دیگر هرگز به زمین بازنگشتند.
به گزارش ایرنا، در حمله نهم اسفندماه سال گذشته مدرسه شجره طیبه میناب مورد حمله پنج موشک جنگنده های دشمن قرار گرفت که براثر آن ۱۶۸ نفر از دانش آموزان و کادر آموزشی این واحد آموزشی به شهادت رسیده و ۹۵ نفر دیگر نیز زخمی شدند.
حملات دشمن از شنبه ۹ اسفند در پایتخت و دیگر شهرهای کشور از جمله هرمزگان را دربرگرفت که همچنان نیز ادامه دارد و استان هرمزگان جزو استان هایی بوده که بیشترین آماج حملات دشمنان قرار گرفته است.
بنا بر آخرین گزارشها، از ابتدای جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، تاکنون، بیش از ۲۳۰ نفر در استان هرمزگان به شهادت رسیده اند که جمع زیادی از شهدای این استان را افراد غیرنظامی، زنان و کودکان از جمله ۱۶۸ شهید دانش آموز مدرسه میناب تشکیل می دهند که از این لحاظ پس از تهران دارای بیشترین تعداد شهید در بین سایر استانها است.
در این حملات همچنین به دهها منزل مسکونی، آموزشی، ورزشی و زیرساخت های مختلف خساراتی وارد شده و این اماکن دچار تخریب شده است.

