وفا به عهد و عمل به قول و قرارها و تحقق وعدهها، پشتوانه عظیم همدلی، همیاری و همبستگی بوده و یکی از ارکان مهم بسیاری از فعالیتهای دستهجمعی محسوب میشود.
وقتی وعدههای دادهشده ازسوی مسئولین به مرحله عمل نرسد اعتماد عمومی بهعنوان یکی از سرمایههای جوامع انسانی آسیب میبیند و زمینه بیاعتمادی و هرجومرج فراهم میشود.
وقتی فردی در مقام مسئولیت، وعدهای میدهد امیدواری در جامعه را بیشتر میکند و همه چشم به اعلام عملی شدن وعدهها میدوزند ولی وقتی وعدهها در حد حرف میمانند افراد عهد شکن برای کمکاری و بیتوجهیها بهانه می آورند و کمتر به گناه و بی مسئولیتیشان اعتراف میکنند.
تناقض میان گفتار و کردار، نشانی از دوگانه بودن شخصیت مرتکبین آن میباشد. اینها با رفتارها و اعمال خود بذر نفاق، بیاعتمادی، اختلاف و سلب اطمینان از یکدیگر را رواج میدهند.
در سوره صف آیه دو و سه خداوند متعال میفرماید: ای مؤمنان! چرا سخنی میگویید که آن را عمل نمیکنید. خدا سخت به خشم میآید که سخنی را بگویید و عمل نکنید.
برخیها برای سرپوش گذاشتن به ضعفها و یا برای استمرار موقعیت و منصب، بدون برنامه و بهطور حسابنشده وعده میدهند و زمانی که در مورد عدم پایبندی به پیمان مورد سؤال قرار میگیرند با جملاتی از قبیل نبود بودجه، مشکلات زیرساختی و یا عدم همکاری دیگر مسئولان و… میخواهند سهلانگاری و ناتوانی را توجیه نمایند.عهد شکنان باید بدانند که امیدوار کردن مردم وقتی به ساحل حقیقت وصل نشود نوعی به آزار و اذیت دیگران تبدیل میگردد که این خود گناهی است که میتواند در دنیا و آخرت دامنگیر آنان شود.
در سالهای اخیر فوتبال ما با وعدههای مختلفی مواجه بوده که متأسفانه بیشتر آنها به سر منزل مقصود نرسیده است. وظیفه چه کسانی است که بهموقع این وعدهها را بررسی بکنند و چرایی عملی نشدن آنها را بپرسند و جواب را برای اطلاع افکار عمومی منتشر بکنند.
وظیفه اعضای مجمع چیست؟ اینکه بیایند و در مجمع بنشینند و رأی به صندوق بریزند و ناهاری صرف بکنند و بروند؟ آیا نباید از مسئول مربوطه دلایل بیتوجهی به وعدهها را بپرسند و علل عدم تحقق آنها را مورد بررسی قرار بدهند؟ آیا رأیی که به صندوق ریخته میشود حقالناس نیست؟ سکوت در برابر کمکاریها و حرفهای دهان پرکن و وعدههای توخالی و بیاساس آیا میتواند اقدامی مناسب و خداپسندانه باشد؟
تا زمان برگزاری انتخابات هیئت فوتبال و در زمانهای مناسب برخی از وعدهها را که همچنان در زیر ابر فراموشی پنهان شدهاند بازگو میکنیم شاید که کس یا کسانی در مجمع بتوانند از حق فوتبال این استان دفاع نمایند!
یکی از وعدههایی که سالها به طرق مختلف مطرح و در اطراف آن مانور داده شده و هیچوقت حرفی از شروع اقدامات برای تحقق آن زده نشده بحث آکادمی فوتبال است.
در استانی که فوتبالش در دامی از مشکلات و نارساییها اسیر است صحبت از آکادمی بینالمللی با همکاری جمهوری آذربایجان فرار از گردن نهادن به واقعیتها نیست؟
علیرغم گذشت سالها متأسفانه هدف از بیان این قبیل مسائل برای جامعه فوتبال استان مشخص نشده است! به تیتر برخی از این وعدهها نظر افکنیم و قضاوت را به مردم واگذار نماییم.
۱۳۹۶: “درخواست راهاندازی آکادمی به فدراسیون ارائه شده و با بازدیدی که نماینده فدراسیون از زیرساخت های فوتبال اردبیل کرد قرار بر این شد که هرچه زودتر راهاندازی بشود!”
۱۳۹۷: “با حمایت اداره کل ورزش و جوانان و دستگاه های مربوطه آکادمی هیئت فوتبال راه اندازی می شود تا بتوانیم با راه اندازی این آکادمی نقش اساسی در رشد و توسعه فوتبال داشته باشیم”.
۱۳۹۷: “درخواست راه اندازی آکادمی فوتبال اردبیل به فدراسیون فوتبال ارائه شده بود که پس از بازدید نماینده فدراسیون از زیر ساختهای ورزش استان با آن موافقت شد و تا دو هفته آینده این آکادمی راه اندازی می شود“.
“آکادمی فوتبال مرکز مجهزی خواهد بود و در آنجا تمامی فعالیت های فنی، روحی و روانی و آمادگی جسمانی ورزشکاران فوتبالیست رصد خواهد شد.”
۱۳۹۸: “راه اندازی آکادمی فوتبال یکی از آرزوهای دیرین استانهای کم برخوردار کشور بوده و اردبیل فاصله چندانی تا تحقق این مهم ندارد”.
۱۳۹۸: “یکی از برنامه های اولویت دار هیئت فوتبال استان در سال جاری ایجاد آکادمی فوتبال استان است. این مجموعه برای تربیت و برگزاری اردوهای تیم های پایه استفاده خواهد شد”.
۱۳۹۹: “تلاش می کنیم با همکاری کشور جمهوری آذربایجان آکادمی بینالمللی فوتبال را در استان اردبیل راه اندازی کنیم!“

