دخالت غیرورزشیها در ورزش همیشه نگرانکننده بوده است. دخالت غیرورزشیها میتواند ضربات سنگین و غیر قابل جبرانی به ورزش وارد نماید که نمونه این قبیل دخالتها و پیامدهای ناگوار آن در سالهای اخیر کاملاً برای ورزش و ورزشیها روشن و آشکار بودهاست!
همه بهدنبال ورزش پاک هستند. ورزش پاک، ورزشی است که بهدور از هرگونه آلایشهای مخرب و غیر ورزشی مدیریت شود. ورزش پاک، ورزشی است که در آن حاکمیت شایستگان بهمعنای واقعی تحقق یابد. در ورزش پاک، جایی برای رابطه، سلیقه، رانت، سفارش و تحمیل وجود نداشته و بهجای آنها ضابطه و قانون حکومت میکند. در ورزش پاک التزام عملی به ارزشهای اعتقادی و فرهنگی مورد توجه قرار میگیرد و هرگونه سوءتفاهم، اختلاف، مسائل و مشکلات در درون خانواده ورزش حل میشود و جایی برای ابراز وجود، اختلافافکنی، منفعت طلبی، زورگویی و رستم بازی درآوردن نمیماند .
دخالت غیر ورزشیها در ورزش موجب میگردد که سرمایههای ارزشمندی چون مدیران با کفایت امکان فعالیت نداشته باشند. غیر ورزشیها همیشه در تلاشند تا امور ورزش به افرادی نالایق، بدون کارنامه، حاشیهساز و غریبه با ورزش و ورزشیها سپرده شود چراکه آنها در آشفتگی بازار، بیشتر میتوانند بهرهبرداری بکنند و به اهداف ضد ورزشیشان دست پیدا نمایند.
وقتی دخالت غیرورزشیها در امور فوتبال سازمان فرهنگی، ورزشی شهرداری عیان شد و به طرق مختلف این امر به سمع و نظر مردم و دوستداران فوتبال شهرداری رسید دلسردی، ناامیدی و نگرانی از بابت این برخوردها و دخالتها در سطح جامعه بیشتر و بیشتر شد.
ضربالمثلی است که میگوید: “مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد”. اهالی فوتبال و بهخصوص دوستداران تیم باریشه شهرداری بارها اثرات دخالت غیر ورزشیها و مسئولان ناآشنا به رمز و رموز فوتبال و ورزش را دیدهاند و روی این اصل هر وقت تصمیمی از گلوی غیرورزشی های مجموعه عریض و طویل شهرداری و شورای شهر خارج شود نگرانی در اردوی هواداران خیمه میزند چراکه بارها با این قبیل تصمیمات، تیم تا مرحله سقوط همیشگی و نابودی کشانده شده و برای آن روزهای سخت و طاقتفرسایی رقم زده شدهاست.
شهرداری و اعضای شورا در قبال فعالیتهای ورزشی وظایفی دارند که باید در راستای تحقق آنها گام بردارند و برنامهریزی بکنند. اختصاص بودجه برای فعالیتهای ورزشی یکی از وظایف شورا میباشد و باید بهدور از تسویه حسابهای سیاسی، برداشتهای شخصی، موضعگیریهای کینهتوزانه و تصمیمات عجولانه و بیپایه انجام بگیرد. در کدام آییننامه و شرح وظایف آمدهاست که عضو شورا در تحمیل بازیکن به تیم صاحب حق است و فرمانش قابلاجرا؟ با کدام منطق قابلقبول است که غیر ورزشیها و غیر فوتبالیها در مورد مسایل فنی ابراز نظر کرده و تصمیمگیری کنند و وظایف کادر فنی و سرمربی تیم را محدود و محدودتر نمایند.
یکی از بزرگترین مشکلات جامعه در این است که وقتی فردی به شورا راه پیدا میکند با هر مدرک تحصیلی و تخصص و پیشینهای که داشته باشد از همان روز اول عضویت در شورا به فرد همهفنحریف و همه چیزدان تبدیل میشود و از سیاست و اقتصاد گرفته تا هنر و ورزش و شهرسازی و معماری و مدیریت و کشاورزی و… صاحب رأی و نظر می شود و خود را بر همهچیز و همه کس برتر میداند. نتیجه این ارتقای یکشبه علم و مهارت و فن و تخصص آن میگردد که به تیم فوتبال بازیکن تحمیل بکنند و بر بازیکن بومی و غیربومی تصمیم بگیرند و بر قرارداد بازیکنان و کادر فنی تبصرههای شنیدنی و اصولهای سؤالبرانگیز تصویب نمایند.
فقط باید به خداوند بزرگ پناه ببریم تا عنایت فرماید دست غارتگران، رانتخواران، معاملهگران، فحش دهندگان، قلدران، مزوران، بی معرفتان و ناجوانمردان از مراکز حساس تصمیمگیری جامعه کوتاه گردد. انشاءالله.

