آن عالم بیعمل، آن به دور از معرفت، آن عامل تفرقه و آن قطب قانون شکنی، او را بویی از معرفت نبود، در کرامت و فراست و معرفت جایگاهی نداشت.دلباخته زراندوزی و سلطان دور زدن قانون بود.
نقل است که این بچه بیمعرفت را پرسیدند که اگر از تو سؤال کنند بهترین نعمتهای خداوند کدام است گفت: من همیشه از خدا خواهانم که منتقدانم را لال و چشمانشان را کور کرده و چنانچه با من به توافق نرسند همه را در معرض هلاکت قرار بدهد.
و گفت فرق میان من و شما در این است که من به راحتی می توانم به قانون پشت کنم و همواره به دنبال نفع خود باشم و رضای خدا را در نظر نگیرم.
و گفت: من درخدمت نفس خویشام، هرچه دستور فرماید اطاعت کنم و به هر راهی که صلاح بداند رهسپار شوم. از ارتکاب معصیت خجالت نکشم، در ظاهر مومنام و در باطن دشمن خلق خدا.
و گفت خیلیها در باب ادب از من دلخورند و دلگیر. من ادب را در بیادبی، قلدری، زورگویی و پایمال کردن حق و حقوق دیگران میدانم و ترسی از فحش دادن و ناسزا گفتن هم ندارم.
نقل است که یکی به نزدیکی او آمد و کمک خواست تا برای رفع مشکلاش دست او گیرد و مساعدت نماید. گفت: آیا توان و قدرت در حمایت از من داری؟ آیا میتوانی چماقدارم باشی و با مخالفان در آفتی و برایم هوادار جمع کنی؟ در جواباش گفت: من فکر می کردم که شما خدمتگزارید در جامعه و حالا فهمیدم در بند نفس و مطیع خواستههایش هستی،ما را امیدی از تو نخواهد بود امیدوارم که شر هم نرسانی.
و باز نقد است که از او پرسیدند کرامت تو چیست؟ گفت: من کرامات نمی دانم ولی عاشق مال و منالم، کشته املاکم، دل باخته ثروتم، آدم قانعی نیستم، از پایمال کردن حق و حقوق دیگران لذت برم و از تصرف بیتالمال خوشحالم و به چیزی که فکر نکنم قیامت است و ذوب شده دنیایم.
و باز نقل است که او در روان مشکلی دارد که درمانش لازم و بستری شدنش واجب است. آنهایی که روانی بیمار دارند هیچ وقت از آسیب زدن به دیگران احساس گناه نمی کنند و چون به اهداف رسند از دروغ و سواستفاده حذر نکنند.
روان بیماران را شخصیتی پیچیده است تا جایی که در ظاهر جذاب و اجتماعی به نظر رسند و در حالی که در درون خطرناک و بی ثباتند و صاحب رفتارهایی پرخطر بدون توجه به عواقب آن.
در روان بیماران ارادهای برای تغییر دیده نشود. آنها در دنیای دیگری سیر کنند و بر همه و بر همه چیز بدبینند. علاقه دارند که همه تابع آنها باشند و بر گفتهها و خواستههایشان تن بدهند و در همه حال یار و یاورشان باشند.
این روان بیماران شایسته رسیدن به پست و مقام نباشند و مردم گول حرف های بی پایهشان را نخورند و برای ادعاهایشان تره خرد ننمایند.
بیشتر بخوانید

