بیشتر بخوانید

محبوبیت نیکزاد
محبوبیت نیکزاد در شهرستان‌های اردبیل، نمین، نیر و سرعین امری است که در طول سال‌های خدمتگزاری وی در منطقه به‌دست‌آمده است. نیکزاد از پارامترهای مورد نیاز برای محبوبیت برخوردار بوده و همواره …
کلیک کنید
رفتارشناسی مدعیان خدمت
اسفندماه موعد برگزاری انتخاباتی است سرنوشت‌ساز و بسیار مهم. اعلام آمادگی ۵۰ هزار نفر در مرحله اول ثبت‌نام، نشان‌دهنده اهمیتی است که مردم به سرنوشت خود و آینده مجلس شورای اسلامی دارند. …
کلیک کنید
شماره40 هفته نامه انتخاب اردبیل
شماره40 هفته نامه انتخاب اردبیل
کلیک کنید
اسلاید قبلی
اسلاید بعدی

در وصف عالم بی عمل

آن عالم بی‌عمل، آن به دور از معرفت، آن عامل تفرقه و آن قطب قانون شکنی، او را بویی از معرفت نبود، در کرامت و فراست و معرفت جایگاهی نداشت.دل‌باخته زراندوزی و سلطان دور زدن قانون بود.
نقل است که این بچه بی‌معرفت را پرسیدند که اگر از تو سؤال کنند بهترین نعمت‌های خداوند کدام است گفت: من همیشه از خدا خواهانم که منتقدانم را لال و چشمان‌شان را کور کرده و چنانچه با من به توافق نرسند همه را در معرض هلاکت قرار بدهد.
و گفت فرق میان من و شما در این است که من به راحتی می توانم به قانون پشت کنم و همواره به دنبال نفع خود باشم و رضای خدا را در نظر نگیرم.
و گفت: من درخدمت نفس خویش‌ام، هرچه دستور فرماید اطاعت کنم و به هر راهی که صلاح بداند رهسپار شوم. از ارتکاب معصیت خجالت نکشم، در ظاهر مومن‌ام و در باطن دشمن خلق خدا.
و گفت خیلی‌ها در باب ادب از من دلخورند و دلگیر. من ادب را در بی‌ادبی، قلدری، زورگویی و پایمال کردن حق و حقوق دیگران می‌دانم و ترسی از فحش دادن و ناسزا گفتن هم ندارم.
نقل است که یکی به نزدیکی او آمد و کمک‌ خواست تا برای رفع مشکل‌اش دست او گیرد و مساعدت نماید. گفت: آیا توان و قدرت در حمایت از من داری؟ آیا می‌توانی چماق‌دارم باشی و با مخالفان در آفتی و برایم هوادار جمع کنی؟ در جواب‌اش گفت: من فکر می کردم که شما خدمتگزارید در جامعه و حالا فهمیدم در بند نفس و مطیع خواسته‌هایش هستی،ما را امیدی از تو نخواهد بود امیدوارم که شر هم نرسانی.
و باز نقد است که از او پرسیدند کرامت تو چیست؟ گفت: من کرامات نمی دانم ولی عاشق مال و منالم، کشته املاکم، دل باخته ثروتم، آدم قانعی نیستم، از پایمال کردن حق و حقوق دیگران لذت برم و از تصرف بیت‌المال خوشحالم و به چیزی که فکر نکنم قیامت است و ذوب شده دنیایم.
و باز نقل است که او در روان مشکلی دارد که درمانش لازم و بستری شدنش واجب است‌. آنهایی که روانی بیمار دارند هیچ وقت از آسیب زدن به دیگران احساس گناه نمی کنند و چون به اهداف رسند از دروغ و سواستفاده حذر نکنند.
روان بیماران را شخصیتی پیچیده است تا جایی که در ظاهر جذاب و اجتماعی به نظر رسند و در حالی که در درون خطرناک و بی ثباتند و صاحب رفتارهایی پرخطر بدون توجه به عواقب آن.
در روان بیماران اراده‌ای برای تغییر دیده نشود. آنها در دنیای دیگری سیر کنند و بر همه و بر همه چیز بدبینند. علاقه دارند که همه تابع آنها باشند و بر گفته‌ها و خواسته‌هایشان تن بدهند و در همه حال یار و یاورشان باشند.
این روان بیماران شایسته رسیدن به پست و مقام نباشند و مردم گول حرف های بی پایه‌شان را نخورند و برای ادعاهایشان تره خرد ننمایند.

برچسب ها :

admin

دیدگاهتان را بنویسید