ایران به تجربه یاد گرفته است برای تثبیت دستاورد خود میبایست صبور باشد و بر اولویت های خود تمرکز کند. از این جهت رویکردی فعال و تهاجمی با متنوع سازی راهبردها، ابتکارات و روایت گری هوشمندانه جنگ محاسبات جدید را اتخاذ کرده است و با این خردورزی جنگ ادراکات راهبردی را مدیریت می کند.
تقابل راهبردی جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در این روزها، شکل درهم تنیده ای به خود گرفته است که متاثر از ماهیت تعارضات راهبردی و قواعد مدیریت راهبردی منازعات کلان و پیچیده است. پیام ها و موضع گیری ها، کنش ها و واکنش های طرفین در این ایام، در این چارچوب قابل تحلیل و تفسیر است. جمهوری اسلامی ایران به صورت اصولی سعی دارد بصورت شفاف و روشن تصویری از خطوط قرمز خود به عنوان قدرت منطقی و دارای توانایی های راهبردی و قابل پیش ببینی و مسئولانه ارایه دهد. پیش بینی پذیر بودن قدرت از منظر راهبردی به این معنی است که دشمنان این برآورد قطعی را دارند که اگر به خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران توجه نشود قطعا او اراده و توان اعمال قدرت درونزای خود را در هر سطح، جغرافیا و زمان را دارد و در این راه با هیچ قدرتی تعارف و مسامحه ندارد؛ اگرچه بارها اعلام کرده است نه تنها قدرتش تهدید برای هیچ کشوری نیست بلکه در خدمت امنیت، صلح و ثبات در منطقه است.
این منازعه و واکنش های متقابل یکی از بزرگ ترین و تاریخی ترین منازعات بین الملل است که سنگ بنای معماری معادله و نظم آینده قدرت خواهد بود، بنابراین هر دو طرف و سایر طرف های درگیر در اوربیتالهای مختلف قدرت در تلاش هستند ضمن ایفای نقش جدی، آجرهای این معماری جدید را با محاسبات دقیق، هوشمندانه و با احتیاط بر روی هم بگذارند. در این سطح آنچه حائز اهمیت است شکیبایی، عاقبت اندیشی، دقت، و در عین حال شجاعت و خطرپذیری و اقدام به موقع است که فقط ذهن های راهبردی تاب آوری و مهارت این بازی و شطرنج چند بعدی را دارند.
آنچه در این روزها در رسانه ها و بویژه در شبکههای اجتماعی شخصی مقامات رد و بدل میشود بازتاب سطح پیچیده جنگ ادراکی راهبردی است که در بالاترین سطح و بر اساس ارزیابی های راهبردی، اطلاعاتی و محاسبات پیچیده صورت می گیرد که مملو از تله های سیاسی، ادراکی و شناختی با هدف تحت تاثیر قرار دادن محاسبات و ارزیابی هاست و فراتر از یک موضع گیری های معمول بوده و نمی توان به سادگی از کنار آنها گذشت. امریکایی ها و در راس آن ترامپ با حجم انبوه موضع گیری های متنوع و ظاهرا متناقض در حال طراحی بازی جدید ادراکی هستند که پر از تلههای مختلف شناختی و ادراکی است و جمهوری اسلامی ایران با آموزههای سالها نقش آفرینی در سطح جهانی و مذاکرات و تجربه بد عهدی های طرف آمریکایی، نقشه آنان را خردمندانه شناسایی و خنثی می کنند.
واقعیت صحنه پساجنگ این است که جمهوری اسلامی ایران در حال ساخت قواعد و دیکته کردن ظهور قدرت جدید به عنوان دستاورد اصلی و راهبردی خود از جنگ است و در مقابل امریکا در تلاش برای مهار و سرکوب آن به انواع شیوه های مختلف است. از این رو ایران به تجربه یاد گرفته است برای تثبیت دستاورد خود میبایست صبور باشد و بر اولویت های خود تمرکز کند. از این جهت رویکردی فعال و تهاجمی با متنوع سازی راهبردها، ابتکارات و روایت گری هوشمندانه جنگ محاسبات جدید را اتخاذ کرده است و با این خردورزی جنگ ادراکات راهبردی را مدیریت می کند. چاشنی این سطح از جنگ درگیری های پراکنده و رد و بدل آتش برای تنظیم های احتمالی خطوط قرمز، ترسیم و دیکته کردن ایده ها و راستی آزمایی اراده ها است.
به نظر می رسد تحلیل جمهوری اسلامی ایران آن است که دشمن در چارچوب کلان راهبرد مهار ایران و فرسایش راهبردی آن تلاش دارد سایه جنگ را حفظ نموده و او را به محیط خاکستری و وضعیت نه جنگ و نه صلح سوق دهد. از سوی دیگر به نیکی می داند عجله برای صلح بسیار خطرناک تر از خود جنگ است، لذا راهبرد فشار به حریف را ادامه می دهد و با این فهم راهبردی زمین بازی را به خوبی تغییر داده است. تغییر زمین بازی بدین معنی است که هیچ گاه خود را در بن بست راهکارهای صلب قرار نداده و مدام گزینههای مختلف را ارایه می دهد و حریف خود را با ابتکارات و پیشنهادات مختلف به عنوان روش غیر مستقیم در کنار نیروهای مسلح و سایر قابلیت های راهبردی و ژئوپلتیک بصورت مستقیم تحت فشار قرار می دهد.
اتخاذ راهبرد تاب آوری فصل درخشان و از اضلاع مهم هندسه دفاع راهبردی جمهوری اسلامی ایران است. راهبردی متفاوت از مقاومت و به تعبیری مقاومت تهاجمی است. نه به معنی پذیرش درد، رنج، سختی، قحطی و فقر؛ بلکه بدین معنی است که دشمن و دشمنی و شیوه های او را پذیرفته و جنگ با آن را درک کرده وبه عنوان انتخاب عاقلانه با ظرفیت، توان و اراده کشور سنجیده است و در درون خود هضم و سپس حل کرده است. مردم بزرگ ایران نیز بعد از سالها تحمل سختی ها به عنوان هزینه استقلال و آزادی شان این بار به عنوان سربازان معماری بزرگ امنیت و قدرت جهانی ایران در کنار دولت، تاب آوری ایران را به یک قابلیت استراتژیک تبدیل کرده اند که به لحاظ اهمیت همانند تنگه هرمز است که سهم بسیار بزرگی در شکستن راهبردهای رسانه ای و شناختی دشمن داشته است.
سخن کوتاه آنکه علاوه بر حفظ اراده تعیین کننده زمان و مکان پاسخ به هر تهدیدی، آنچه رمز پیروزی خواهد بود توان شکل دادن چارچوب مد نظر خود به مذاکرات و جلوگیری از خروج طرف مقابل از این چارچوب است و این جز ایمان به وعده الهی، باور به توان داخلی، هوشمندی، خردورزی، شجاعت، استقامت، صبوری به دست نمی آید.(منبع: ایرنا)و

