استاد تمام جامعهشناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات آموزش عالی گفت: اقدامات مستندسازی و نامهنگاری به مجامع بینالمللی در محکومیت حمله به دانشگاهها و مراکز علمی ضروری است اما کافی نیست و ایران برای مقابله با تهدیدات خارجی نیازمند بازتعریف کلان استراتژی امنیت ملی و تقویت بازدارندگی تام و اخص است.
به گزارش خبرنگار علمی ایرنا، آمریکا و رژیم صهیونی در حملات اخیر خود مراکز آموزش عالی و پژوهشی را مورد هدف قرارداده است.
طبق اعلام وزیر علوم تاکنون بیش از ۳۰ دانشگاه کشور مورد حمله مستقیم قرار گرفته است. به طوری که ۱۴ فروردین ماه دو بار مرکز تحقیقات لیزر و پلاسما دانشگاه شهید بهشتی مورد حمله قرار گرفت، هفته گذشته نیز دانشگاه علم و صنعت و پیشتر دانشگاه صنعتی اصفهان و دیگر مراکز تحقیقاتی مورد حمله وحشیانه قرار گرفت.
سید جواد میری روز دوشنبه در گفتوگو با خبرنگار علمی ایرنا با تأکید بر نقش دانشگاهیان در تحلیل و ارائه راهکارهای امنیت ملی، اظهارداشت: از نظر قانون بینالمللی و موازین حقوق بینالملل، حمله به مراکز غیرنظامی محکوم است.
وی اضافه کرد: برخی ممکن است از منظر حقوق بینالملل نگاه کنند و بگویند که این عمل جنایت جنگی نیست، ولی به معنای عرف، این جنایت جنگی نوعی قتلعام و کشتار دستهجمعی است. یعنی وقتی شما با هواپیماهای غولپیکر مراکز یا مناطق مسکونی را بمباران میکنید، عملاً تمامی موازین حقوقی در ساحت بینالملل را که در باب «جنگ» تنظیم شده (نه فقط حقوق بشر)، زیر پا گذاشتهاید.
وی گفت: تلاش اساتید، وزرای بهداشت و علوم، و رؤسای دانشگاهها برای انعکاس این حقایق در مجامع بینالمللی به صورت دیپلماسی عمومی، کارهای بسیار پسندیدهای است. این دستگاهها باید گزارشهای مستند، مستدل و قابل ارجاع به بندبند حقوق بینالملل و رژیم حقوقی جهانی (مانند پروتکلهای سازمان ملل و یونسکو) تهیه کنند.
وی ادامه داد: این مستندات باید نه فقط به زبان فارسی، بلکه به زبانهای انگلیسی، آلمانی، عربی، ترکی، ژاپنی و روسی توسط متخصصان منعکس شود تا افکار عمومی جهان در آمریکا، اسرائیل و منطقه از آن مطلع شوند.
میری بیان کرد: اساتید حوزههای علوم اجتماعی، سیاسی، فلسفه و روابط بینالملل باید یک پرسش بنیادین را پیش روی جامعه و معماران سیاست در ایران بگذارند و آن اینکه «اساساً برای اینکه از این وضعیتی که به آن پرتاب شدهایم (وضعیت جنگجویی)، عبور موفقیتآمیز و کمهزینهتر (از منظر جانی، مالی و زیرساختی) داشته باشیم، چه باید بکنیم؟»
وی تصریح کرد: امروز وقت آن است که بپرسیم کلان استراتژی امنیت ملی ایران چه بوده، چه هست و چه باید باشد؟ باید گذشته را مدنظر قرار دهیم، حال را بسنجیم و برای آینده امکانات فراهم کنیم تا فاصله جنگها (مانند فاصله جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان) کوتاهتر نشود. دشمنانی که چشم طمع به امکانات ایران دوختهاند، به دنبال نابودی ایران به مثابه یک واقعیت تمدنی، فرهنگی و وجودی هستند.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: کانونهای صهیونیستی-آمریکایی در کاخ سفید با همکاری دولت راستگرای افراطی نتانیاهو، میخواهند زیرساختهایی را که در طول هزاران سال شکل گرفته و به مثابه ساختار ظهور کرده، از بین ببرند.
نقد «اسارت ذهنی» (Captive Mind) و استعمار نوین
وی گفت: مادامی که ما در پارادایمهای تکراری حرکت کنیم، امکان تحول در استراتژی امنیت ملی وجود نخواهد داشت. سید حسین العطاس (نظریهپرداز مالایایی متوفی ۲۰۰۷) مفهومی به نام «Captive Mind» یا «ذهن اسیر» دارد. او معتقد بود استعمار فقط جغرافیایی و نظامی نیست (مانند هندوستان قرن نوزدهم تا ۱۹۴۷)؛ بلکه نوعی استعمار ذهنی وجود دارد. وقتی استعمارگران فیزیکی میروند، مردم همچنان ذیل همان ساختارهای فکری، فرهنگی و شبکه ارتباطی باقی میمانند.
این استاد دانشگاه گفت: در این پارادایم، ذهن منقاد و اسیر نمیتواند استراتژیهایی تعریف کند که منجر به عبور از وضعیت فعلی شود. ما در سیستم جهانی کنونی که بر اساس «انسان اروپا-آمریکامحورانه» شکل گرفته، همیشه در وضعیت «مقصر» قرار میگیریم. در این نظم، جهان به سه دسته تقسیم شده: کشورهای توسعهیافته، در حال توسعه و توسعهنیافته. اما اگر از تهران به جهان نگاه کنیم، تقسیمبندی دیگری حاکم است:
کشورهای معمار: مانند آمریکا که نظم را در حوزههای نظامی (ناتو)، فرهنگی (هالیوود) و اقتصادی (پترودلار) مدیریت میکند.
کشورهای رده دوم (دارای بازدارندگی تام): مانند روسیه، چین و کره شمالی. آمریکا به اینها حمله مستقیم نمیکند چون آنها قدرت شلیک متقابل به خاک آمریکا را دارند. لذا با آنها به صورت غیرمستقیم (مانند استفاده از اوکراین و زلنسکی در برابر روسیه) رقابت میکند.
کشورهای رده سوم: کشورهایی که امنیت درونزا ندارند و تحت مدیریت ریموتکنترلی آمریکا هستند (مانند بسیاری از کشورهای منطقه).
ایران؛ از سامانه مقاومت تا ضرورت بازدارندگی تام
وی اظهارداشت: ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ نخواست در رده سوم باشد. از طرفی بر اساس مبانی دینی، بمب اتم و بازدارندگی رده دوم را هم نخواست. ما «سامانه محور مقاومت» را درست کردیم که جایگاه چهارمی به ما میداد.
وی بیان کرد: امروز ترامپ و نتانیاهو میگویند ایران باید تسلیم شود تا به رده سوم بازگردد؛ اما در وضعیت جنگی فعلی، آنها دیگر تسلیم را هم قبول نمیکنند و به دنبال نابودی هستند. بنابراین، تنها راه پیش رو، بازبینی کلان استراتژی امنیت ملی بر اساس «بازدارندگی تام و اخص» است.
میری تاکید کرد: ما باید بتوانیم همان درد و رنجی را که ارتش آمریکا بر جامعه ایران تحمیل میکند، متناسب با همان، به آنها تحمیل کنیم.
این استاد دانشگاه گفت: ما نیازمند بازیابی خود برای رسیدن به قدرتی هستیم که مانع از جسارت دشمن در حمله به زیرساختها و آینده ایران شود.

