تاریخ ادبیات ایران سرشار از حماسههایی است که با گفتار آهنگین ماندگار شده، اشعاری که روزی به مردان و زنان مبارز ایرانی نیرو بخشیده یا مایه آرامش خاطر مردم بوده و اکنون برای ما از تاریخ میگویند؛ شعر اکنون نیز در میانه جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونیستی نفس کشد و نفسهای بسیاری را تازه میکند.
به گزارش خبرنگار ایرنا، ادبیات فارسی از سه هزار سال پیش، از دوران باستان تا دورههای اسلامی، بستری برای ثبت و انعکاس حالات روحی و اجتماعی ایرانیان بوده است.
چنانکه به گفته استاد ادبیات دانشگاه شیراز، اغراق نیست اگر بگوییم که در هزاره نخست ادبیات فارسی، شعر بیش از همه در خدمت میهن و آیین ایرانی بوده است و این را میتوان از لا به لای متون گاتهای زرتشت تا سرایش برای قهرمانان ایرانی دید.
پس از اسلام نیز این ویژگی ادب پارسی فراگیر شد و بسیاری از باورها و یقینهای ایرانی و حماسه ایرانیان در مبارزه با مهاجمان از مغولان تا پرتقالیها و روسها، با شعر منعکس شد.
شعر فارسی در عصر معاصر نیز تاریخ گوی استبداد و استعمار نو در ایران بوده، از مبارزان اقلابی گفته و رشادت رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را به تصویر کشیده است.
این ویژگی کلان ادب پارسی از سه هزار سال پیش تا کنون زنده و پوینده تداوم داشته و تا امروز رسیده است؛ چنانکه حالا شاعران متعهد، قند فارسی را برای سرودن از قهرمانان میهن و روحیه بخشی به ملت در تجاوز آمریکایی صهیونیستی به خاک کشور، به کار گرفتهاند.
کارکرد شعر فارسی در میانه آتش جنگ
شعر فارسی در میانه جنگهایی که طمع کاران و دشمنان ایران بر این آب و خاک تحمیل کردهاند کارکردهای متعددی داشته است؛ گاه زبان موزون برای ثبت و روایت حقایق تاریخی به کار گرفته شده، گاه سبب تهییج و نیرو گرفتن مردان مبارز شده و گاه سوگ سرودهای برای سبک کردن بار داغ جوانان میهن شده است.
محمد مرادی، استاد ادبیات دانشگاه شیراز در این خصوص به خبرنگار ایرنا گفت: در گذشته، ادبیات نقش اطلاع رسانی و ثبت وقایع را به عهده داشته و پس از آن برای تبلیغ مسیر درست نبرد مورد استفاده قرار گرفته است؛ اما اکنون به دلیل رشد شگرف وسایل ارتباطی و رسانهای، این کارکرد کم رنگ شده و چند کارکرد مهم و اثرگذار دیگر دارد.
ترویج حس همبستگی ملی یکی از کارکردهایی است که محمدمرادی به آن اشاره کرد؛ شعر یک زبان مشترک و به خوبی از پس القای روحیات مشترک مردم بر میآید و به به ترویج حس همبستگی در میان آنان کمک میکند.
تقویت حس میهن دوستی، یکی دیگر از این کارکردها است؛ مرادی گفت: همواره میهن دوستی، باورهای مذهبی و دیگر باورهای ایرانی از طریق شعر و با بیانی موسیقایی و زیبا بیان شده است.
به عقیده این شاعر و استاد دانشگاه، شعر فارسی از گذشته دور تا همین امروز نقشی موثر در برانگیختن عواطف میهن دوستانه داشته است.
تخلیه عواطف و فشار عصبی از دیگر کارگردهای شعر و ادب فارسی است که مرادی به آن اشاره کرد؛ شعر عواطف مشترک مانند فشار عصبی، استرس و اضطراب، سوگ و دیگر عواطفی که بسیاری از مردم آن را تجربه میکنند را هنری میکند و کمک میکند تا اندوه و ساحتهای آشفته روحی و فکری خود را دور بریزند.
قدردانی و روحیه دادن به رزمندگان و ستایش دلیری آنها از دیگر کارکردهای شعر فارسی در میانه نبرد با دشمنان بوده و هست؛ این سرایش های ادبی هم به مردان میدان و هم به خانواده آنان روحیه میبخشد.
ابعاد بین المللی شعر، کارکرد دیگری است که عضو هیات علمی دانشکده ادبیات دانشگاه شیراز به آن اشاره کرد؛ او گفت: هنگامی که شاعران بسیاری از تجاوز یک کشور به دیگری بسرایند، هم برای کشور مهاجم و هم افکار عمومی دنیا پیامهای روشنی دارد و می تواند در عرصه بین المللی کارایی داشته باشد.
به عقیده مرادی اکنون نیز شعر فارسی نقش خود را به خوبی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ رمضان آمریکا و صهیونیسم علیه ملت ایران ایفا کرده و شاعران شعرهای نابی را در این ایام سرودهاند.
او خود نیز در این ایام، بارها افکار خود را به زیور شعر آراسته و در قالبهای ادبی مختلف به سرایش پرداخته است.
مرادی در قالب نیمایی سروده است:
ای خاکِ پاکِ تو
لبریز از نشان خداوندی!
دیوان شاعرانت
سرشارِ واژههای خردمندی!
یکبار دیگر ای هیجان شکوه و خون!
ای مادر عزیز و صمیمی!
ای یار بیریای قدیمی!
از روشنای دامن مهرت
فرزندهای دلشده را بهرهمند کن
ققنوسوار از دل آتش
هان ای یگانه مادر من قد بلند کن
این استاد ادبیات همچنین در غزلی فارسی چنین سروده که:
مازندهایم و زرد نمیمیریم / چون آتشیم و سرد نمیمیریم
چشمانتظار هلهلهی زخمیم / جز با سرود درد نمیمیریم
ننگ است کنج پستوی غم مردن / ما جز در این نبرد نمیمیریم
سرخ شهادتیم و به رنگ خون/ ترسان و رویزرد نمیمیریم
تا آسمان شب نشود آبی / چون صبحِ لاجورد، نمی میربم
شیطان! بگرد تا که بگردیم آی! / ما چون تو هرزهگرد نمیمیریم
ما دستهدسته عازم میدانیم / تنها و فردفرد نمیمیریم
ما از تبار لشکر مردانیم / پس جز شبیه مرد نمیمیریم
بیتهای ناب شاعران فارسی؛ تیغهای بران نبرد با دشمن
در نزدیک به یک ماه گذشته از تجاوز دشمن جنایتکاربه خاک ایران، شاعران فارس با ذوق شکوفا و بالهای اندیشه خود در آسمان ایستادگی و مقاومت در برابر دشمن متجاوز ایستاده و کوشیده اند تا هم مرحمی بر دلها، هم نیروی گامها و بازوان و هم زبان گویای ایران باشند.
سارا رمضانی یکی از شاعران شیرازی بود که پس از شهادت امام امت در یک دوبیتی پیام روشن شهادت رهبر معظم انقلاب را چنین سرود:
پیغامبر امید شد رهبر ما / رسواگر هر پلید شد رهبر ما
در معرکه مخفی نشود مرد نبرد / در بیت خودش شهید شد رهبر ما
او به خبرنگار ایرنا گفت: شعر، رسانهای اثرگذار برای به اشتراک گذاشتن عواطف انسانی است؛ بزرگترین اندوهها، خشمها و سختترین لحظات، گویی با شعر لباسی از لطافت میپوشند و به جان مخاطب مینشینند.
رمضانی ادامه داد: شعر، بسته به قوَت آن، دل شاعر و دل مخاطب را تسکین میدهد، قوت قلبی برای هر دو طیف است و دریچههایی را برای مواجهه بهتر با موضوع، پیش روی مخاطب باز می کند.
به باور این بانوی شاعر، وطن، یکی از زیباترین و والاترین مفاهیمی است که جمع عواطف به آن معطوف میشود؛ شاعر که سرشار از عاطفهاست،مگر می تواند از وطن نسراید؟
او گفت: در روزهای پرافتخار دفاع مقدس قرار داریم و علیه پرقساوت ترین دشمنان نبرد میکنیم؛ این روزها، شعر انقلاب رسانهای پویا و اثرگذار برای بازنمایی حماسهسازی مردم و خدمتگزاران ایران عزیز است.
رمضانی اضافه کرد: همچنین شعر رسانه ای برای بازگو کردن ظلمهای دشمنان به این آب و خاک و مردم شریف، در چشم جهان است.
شعرها اساس مداحی های پرشور حماسی است و حتی برخی شعارهای ناب، از قلم شاعران برمی آیند و نقش شعر در همنوایی و وحدت مردم و اقتدار ایران عزیز، در این روز و شب های روشن در خیابانها بر کسی پوشیده نیست.
رمضانی اظهار کرد: هر خواننده و شنونده شعر میتواند حرف دل خود را که شاید نتواند به زبان بیاورد، در آیینه شعر ببیند و با آن همذات پنداری کند.
او اضافه کرد: شعرها اساس مداحی های پرشور حماسی است و حتی برخی شعارهای ناب، از قلم شاعران برمی آیند و نقش شعر در همنوایی و وحدت مردم و اقتدار ایران عزیز، در این روز و شب های روشن در خیابانها بر کسی پوشیده نیست.
برای همین است که او چنین سرود:
روشنگر شبهای خیابان: مردم / یادآور آیههای قرآن: مردم
با مُشت گره کردهی خود، چون رهبر / ماندند همیشه پای ایران مردم
مژگان دستوری بانوی شاعر دیگری است که این روزها قلم و اندیشه خود را در کف گرفته و به با ان به نبرد با دشمن متجاوز برخاسته است.
او به خبرنگار ایرنا گفت: شعر همیشه وظیفه لطافت روح را بر عهده داشته است و این وظیفه مخصوصا در لحظههای خطیر تاریخی پر رنگ تر می شود.
به اعتقاد این شاعر فارسی، گاه با یک بیت شعر می توان به اندازه ساعتها مشاوره روانشناسی بر یک روان خسته موثر واقع شد؛ ایام جنگ برای اکثریت افراد لحظه های پر از هراس را به همراه می آورد و یکی از بهترین راهها برای رفع احساس بد، پناه آوردن به ادبیات زیبا و امید بخش مخصوصا در قالب شعر است.
او در فراغ رهبر شهید چنین سرود:
امان از داغ جانسوزی که در باور نمی گنجد / وابیاتی که خونین است و در دفتر نمی گنجد
خبر سم بود سنگین کرد سنگین کرد این سر را / که می خواهد بیفتد روی این پیکر نمی گنجد
محمد حسین طالبی نیز از رزمندگان نوجوان تبار ادبیات فارسی در جنگ تحمیلی آمریکایی – اسرائیلی است.
او در یک دوبیتی همزمان هم دشمن دون را هجو کرده و هم مردانه از استواری ایران گفته است؛
گویا سگ زرد رفته تا مرز جنون / رخسار خبر می دهد از سرّ درون
جمهوری اسلامی ایران باقی است / از برْکت این عبای آغشته به خون
یک نوجوان شاعر نیز به خبرنگار ایرنا گفت: شعر باعث ایجاد شور و اشتیاق می شود یکی از راههای برانگیختن احساس وطن دوستی استفاده از زبان شعر بوده است.
سجاد قیری از دیگر شاعران فارسی که در روزهای سخت و ماندگار جنگ تحمیلی رمضان سرودههای نابی را از خود بر تاریخ ادبیات حک کرده است.
او به ایرنا گفت: آیندگان در مورد ما قضاوت خواهند کرد و که ما این روزها در کدام سمت ایستادیم ؛ تفاوت نمی کند که ما چه پیشه ای داریم؛ شاعر و موزیسین باشیم یا هر شغل و حرفه دیگری داشته باشیم؛ وظیفه ما اکنون حفظ تمامیت ارضی، خاک و فرهنگ ایران به عنوان وطنمان، فارغ از هر سلیقه سیاسی است.
قیری گفت: اگر از خود شعر فارسی بپرسیم که امروز از تو به چه عنوانی استفاده کنیم، قطعا خواهد گفت که برای حفظ میهن و خاک و اعتلای کشور خود.
شعر من جزو داراییهای فطری این خاک است و شاعر شده ام برای همین روزها
این شاعر اظهار کرد: شعرا باید در این موقعیت پیش آمده باید نقاط مشترک مردم مانند عشق به میهن و وطن دوستی را پرورش و مورد تاکید قرار دهند و قطعا نیز موثر خواهد بود.
او گفت: ما ایرانی هستیم و در پیشینه چندین هزار ساله خود، همواره طرف درست تاریخ ایستاده بودیم و امید است در آینده تاریخ نیز اینگونه باشیم و ایران در جهان سری سربلند داشته و پاینده باشد.
قیری اظهار کرد: شعر من جزو داراییهای فطری این خاک است و شاعر شده ام برای همین روزها؛ پس شعرهایم فدای خاک ایران باد.
او ادامه داد: ما به وطن مدیون هستیم؛ همین زبان فارسی بزرگترین موهبت است و حالا زمان آن رسیده تا دینمان را به ایران ادا کنیم؛ چنان که میرزاده عشقی می گوید: آوخ،کلاه نیست وطن تا که از سرم / برداشتند فکر کلاهی دگر کنم
این شاعر فارسی برای برای ایران چنین سروده است:
شش گوشه ی تاریخ، کران تا به کران را / گشتیم و ندیدیم شبیه تو جهان را
شش گوشه ی تو قبله ی ما، خاک طلاخیز / حاشا که زمان کم بکند غیرتمان را
گفتند متاعی هبه کن در خور میهن / گفتم چه متاعی؟ چه متاعی؟ دل و جان را؟
دل داغ جوان دیده و جان محنت دوران / دیر است که از هم نشناسم دل و جان را
گفتند سرت پای وطن لعل گرانی ست / گفتم که بگیر از تنم این بار گران را
جان مایه به جز شعر ندارم ولی آنک / قربان وطن می کنم این دُرِّ روان را
صد جان گرامی به فدایت وطن ایران / باشد که دگر زنده کنی جان جهان را
صد رستم و بابک شود از نعره کفن پوش / آرش اگر از نو بکشد تیر و کمان را
با نام تو شیران به خروشند و غمی نیست / باشد که نبینیم به این پهنه سگان را
حاشا که دگر خاک تو را خوکه بگیرد / دیدیم به هر پوکه چهل خشم جوان را
اما وطن ای پاره ی جان، ای دل تاریخ / هم پس بزن از چهره ی ما ابر خزان را
دور از تو هیولای دروغ و غم و قحطی / روزی برسد پاره کنی برگ گمان را
وقت است که آرامشم و عافیتم را / بگذارم و احیا کنم ایران جوان را

