بیشتر بخوانید

محبوبیت نیکزاد
محبوبیت نیکزاد در شهرستان‌های اردبیل، نمین، نیر و سرعین امری است که در طول سال‌های خدمتگزاری وی در منطقه به‌دست‌آمده است. نیکزاد از پارامترهای مورد نیاز برای محبوبیت برخوردار بوده و همواره …
کلیک کنید
رفتارشناسی مدعیان خدمت
اسفندماه موعد برگزاری انتخاباتی است سرنوشت‌ساز و بسیار مهم. اعلام آمادگی ۵۰ هزار نفر در مرحله اول ثبت‌نام، نشان‌دهنده اهمیتی است که مردم به سرنوشت خود و آینده مجلس شورای اسلامی دارند. …
کلیک کنید
شماره40 هفته نامه انتخاب اردبیل
شماره40 هفته نامه انتخاب اردبیل
کلیک کنید
اسلاید قبلی
اسلاید بعدی
صفحه اصلی > اخبار و پیشخوان و دسته‌بندی نشده : اعراب خطر اصلی منطقه را اسرائیل می‌دانند/ ضرورت نگاه واقع‌بینانه ایران به کشورهای همسایه

اعراب خطر اصلی منطقه را اسرائیل می‌دانند/ ضرورت نگاه واقع‌بینانه ایران به کشورهای همسایه

 تحلیلگر مسائل منطقه با بیان اینکه در حال حاضر از چشم‌انداز کشورهای منطقه، خطر و تهدید اصلی قدرت گرفتن اسرائیل است، گفت: از این رو این کشورها برای جلوگیری از این قدرت‌گیری و توسعه تجاوزات این رژیم به کشورهای منطقه در حال هماهنگی و تلاش هستند و همراهی با ایران را هم از این نظر انجام می‌دهند.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، التهابات و اعتراضات شکل گرفته در ایران در نیمه دی‌ماه ۱۴۰۴ گرچه در دسته‌بندی موضوعات سیاسی و سوژه‌های تحلیلی در رده چالش‌های داخلی تعریف می‌شود اما عوامل بسیاری از پارامترهای ژئوپلتیکی و انسانی تا دخالت‌های خارجی، همواره این اعتراضات داخلی را به موضوعی بین‌المللی تبدیل می‌کند. این تبدیل در رویدادهای دی‌ماه اما به نوعی متفاوت در منطقه و میان کشورهای همسایه ایران تجربه شد. تجربه‌ای که از آن می‌توان به تغییر محسوس و غیرقابل انکار در رویکرد این کشورها به ویژه دولت‌های عضو شورای همکاری اسلامی نام برد.

اگر سران و مقامات عربستان، قطر، عمان، مصر و ترکیه در جنگ نظامی ۱۲ روزه رژیم اسرائیل و آمریکا علیه ایران، با صدور قطعنامه‌ها و بیانیه‌هایی کنار ایران و مقابل این تجاوز قرار گرفتند؛ در حوادث دی‌ماه همه تلاش خود را به کار بستند تا از وقوع هرگونه دخالت نظامی آمریکا در ایران پیشگیری کنند و شواهد هم نشان از موفقیت آن‌ها دارد. این برای منطقه‌ای که یک دهه پیش و با هر اعتراضی در ایران، قدرت‌های فرامنطقه‌ای را به دخالت سیاسی و نظامی علیه تهران تشویق می‌کرد؛ به نوعی «شیفت پارادایم» محسوسی تعریف می‌شود. اینکه اما چرا شاهد چنین تغییری در مواضع و اقدامات این کشورها بودیم و آیا این تغییر مقطعی و مصلحتی است یا دائمی و استراتژیک خواهد بود، نیازمند بررسی است و از این رو با «سید هادی برهانی» استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل منطقه به گفت‌وگو پرداختیم.

 

تلاش منطقه برای پیشگیری از جنگ، تحولی بسیار مهم و تاثیرگذار بود

در طول روزهای گذشته شاهد تکاپوی کشورهای منطقه برای پایان دادن به تهدیدهای نظامی علیه ایران بودیم، در مرحله اول این پرسش در ذهن شکل می‌گیرد که چرا کشورها تا این میزان تلاش می‌کنند تا از درگیری، پیشگیری کنند؟

تکاپوی کشورهای منطقه برای پیشگیری از جنگ؛ تغییر و تحول مهمی در منطقه بود که ما شاهد آن بودیم و تاثیر تعیین‌کننده‌ای هم در مشخص شدن روند و نتیجه تحولات داشت. این رویکرد با آنچه در چند سال گذشته در روابط این کشورها با ایران شاهد بودیم، متفاوت و همزمان غیرقابل پیش‌بینی و مهم است. اگر به موضع کشورهای عربی در چند سال گذشته برگردیم میان آن‌ها کسانی بودند که به آمریکا توصیه می‌کردند که به تعبیر آنها «سر مار را بزند». اینکه از آن موضع به جایی برسند که برای پیشگیری از حمله آمریکا به ایران تلاش کنند؛ تحول بسیار مهمی است. بسیاری از تحلیلگران از این رویکرد شگفت‌زده شدند و به نظر می‌رسد اسرائیل هم در این راستا غافلگیر شده است. تل‌آویو تصور نمی‌کرد در هجومی که آن‌ها و آمریکا به ایران آوردند، کشورهای منطقه به ویژه دولت‌های عربی، اینگونه مقاومت کنند.

در شرایط کنونی دیگر تضعیف ایران در برابر اسرائیل عامل منفی در معادلات منطقه‌ای است و اگر چنین چیزی شکل گیرد و مقاومت ایران در برابر اسرائیل با حمله مستقیم اسرائیل یا آمریکا یا حمله‌ای مشترک شکسته شده و منجر شود که ایران به زانو درآید؛ مساوی با افزایش قدرت اسرائیل در منطقه خواهد باینکه چرا کشورهای عربی چنین تغییر و تحولی در موضع خود داشتند باید گفت بخشی از آن به نگاه آنها به ایران و بخش دیگر به نگاه آن‌ها به اسرائیل باز می‌گردد که این دو در فهم تغییر و تحولات بسیار مهم است. درباره ایران واقعیت آن است که در چند سال گذشته تهران سیاست جدیدی را در قبال کشورهای عربی در پیش گرفت که شامل سیاست همسایگی و نگاه مثبت به کشورهای منطقه بود و تلاش شد که راه دوستی در پیش گرفته شود. به تدریج روابط با کشورهای عربی اصلاح و با عربستان روابط مجددا برقرار شد که موضوع مهمی بود.

همچنین کشورهای عربی، محور مقاومت در منطقه را به چشم امپراتوری شیعه می‌دیدند که درصدد قدرت‌گیری میان کشورهای سُنی است تا آن‌ها را در منطقه کنار زند و در حال حاضر این نگرانی هم به نوعی کاهش پیدا کرده است. واقعیت آن است که محور مقاومت دچار تغییر و تحولاتی شده و در حال حاضر نقش گذشته خود را در تغییر و تحولات منطقه ندارد و آن‌ها دیگر ایران را مانند گذشته به چشم تهدید نمی‌نگرند.

از سوی دیگر تهدید اسرائیل در طی چند سال اخیر سربرآورده و پررنگ‌تر شده و به شدت کشورهای منطقه را نگران کرده است. اسرائیل در طول این مدت به غزه حمله و نسل‌کشی‌ کرد، به لبنان و سوریه حمله و بخش‌هایی از این کشورها را اشغال و در منطقه تک‌تازی کرد. تل‌آویو در سال‌های اخیر عربستان، مصر و ترکیه را تهدید کرد و به همین دلیل و در حال حاضر از چشم‌انداز آن‌ها، خطر و تهدید اصلی در منطقه قدرت گرفتن اسرائیل است. از این رو این کشورها برای جلوگیری از این قدرت‌گیری و توسعه تجاوزات این رژیم به کشورهای منطقه، در حال هماهنگی و تلاش هستند.

از این منظر و در شرایط کنونی، دیگر تضعیف ایران در برابر اسرائیل عامل منفی در معادلات منطقه‌ای است و اگر چنین چیزی شکل گیرد و مقاومت ایران در برابر اسرائیل با حمله مستقیم اسرائیل یا آمریکا یا حمله‌ای مشترک شکسته شده و منجر شود که ایران به زانو درآید؛ مساوی با افزایش قدرت اسرائیل در منطقه خواهد بود و این رژیم در موقعیتی برتر برای تهدید کشورهای منطقه و تعیین تکلیف برای آن‌ها قرار گیرد.

نگاه ایران به کشورهای منطقه باید واقع‌بینانه باشد

آیا این نگرانی از شدت یافتن التهاب و همراهی با تهران از سوی این کشورها مقطعی است یا آن‌ها ایران آرام و بدون درگیری نظامی می‌خواهند؟

اشاره کردم که تغییر و تحول در میان کشورهای منطقه در ارتباط با ایران، تغییری جدی و تاثیرگذار است که در هفته‌های گذشته هم نتیجه آن مشاهده شد اینکه اما این روند ادامه خواهد داشت یا تغییر می‌کند، به نظرم به رفتار ایران هم بستگی دارد. اگر تهران بخواهد در منطقه نقش یک قدرت انقلابی که مایل به صدور انقلاب است یا یک قدرت شیعی که درصدد صدور ارزش‌های شیعی به کشورهای سنی‌مذهب است، ایفا کند که در طول سال‌های گذشته مشاهده شد؛ مشخص است که مانع توسعه روابط شده و حتی می‌تواند روابط را به عقب هم بازگرداند.

واقعیت آن است که ما با کشورهای منطقه اشتراکاتی داریم، هر دو نگران قدرت گرفتن و تجاوزات اسرائیل در منطقه هستیم. همه ما مسلمان هستیم و از ارزش‌های اسلامی دفاع می‌کنیم. اگر ایران تصمیم بگیرد تا بخشی از نگاه خود به کشورهای منطقه و این شعارها که آن‌ها عامل آمریکا در منطقه هستند را تعدیل کند و نگاه واقع‌بینانه‌ای به کشورهای منطقه مانند ترکیه، عربستان، مصر و قطر داشته باشد؛ این کشورها می‌توانند شرکایی برای ایران تعریف شده و تهران با آن‌ها هماهنگی داشته باشد. ظرفیت‌هایی بسیار وسیع و گسترده‌ای برای همکاری با این کشورها هم وجود دارد.

در مجموع تصمیم کشورهای منطقه در آینده و در قبال ایران به رفتار تهران هم بستگی دارد که از تجربه چند سال اخیر استفاده کند که چگونه اتخاذ یک موضع مثبت می‌تواند بستری برای همکاری و حتی ایستادن مقابل اسرائیل را هم ایجاد کند. در صورت چنین رویکردی می‌توانیم امیدوار باشیم که این روابط نه تنها ادامه یابد بلکه وارد مراحل موثرتر و جدی‌تر هم شود.

کشورهای عربی در تصمیمات ترامپ، تاثیر گذارند

در میانه انبوه خبرها و گمانه‌های این‌روزها، برخی معتقدند که کشورهای عربی نقش مهمی در توقف عملیات نظامی ترامپ علیه ایران داشتند؛ آیا این برداشت درست است؟ اگر بله آیا می‌توان گفت اعراب توانسته‌اند به نفوذ خوبی بر رئیس‌جمهور ایالات متحده دست یابند؟

به نظر من مواضع کشورهای عربی و تحرک آن‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای در توقف حمله داشت و اتفاقا مخالفت اسرائیل در مورد حمله به ایران را داستان نسبتا ساختگی و تبلیغاتی می‌دانم. حتی اگر از جهت زمانی هم دقت کنیم اول بحث مخالفت کشورهای عربی مطرح شد و بعد وقتی تقریبا معلوم شد که تصمیم ترامپ عوض شده؛ آن‌وقت برخی گزارش‌ها هم اعلام کردند که بله اسرائیل هم به آمریکا گفته است که آماده حمله در این مقطع زمانی نیست. تنها هدف اسرائیل از اعلام این عدم موافقت با حمله به ایران این بود که با این تحلیل که کشورهای عربی مانع حمله آمریکا به ایران شده و بر ترامپ اثرگذار بودند؛ مقابله شود. آن‌ها با این روایت که «آمریکا میان اسرائیلی که موافق حمله بود و کشورهای عربی که مخالف آن بودند، طرف کشورهای عربی را گرفته است»، در تقابل است.

من مواضع کشورهای عربی و تحرک آن‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای در توقف حمله داشت و اتفاقا مخالفت اسرائیل در مورد حمله به ایران را داستان نسبتا ساختگی و تبلیغاتی می‌دانم.از دیدگاه من کشورهای عربی بر رئیس‌جمهور آمریکا تاثیرگذار هستند؛ برای ترامپ مسائل اقتصادی و سود آمریکا در منطقه بسیار مهم است و کشورهای منطقه مانند قطر و عربستان و امارات برای اقتصاد آمریکا سوددهی بالایی دارند. واقعیت آن است که ترامپ با حاکمان منطقه و به طور مشخص با «محمد بن سلمان» امیرقطر، «محمدبن‌زاید» امیر امارات و رئیس‌جمهور ترکیه، روابط شخصی وسیعی دارد و به نظر من این روابط بر ترامپ تاثیرگذار است.

ترجیح منطقه، ثبات و عدم درگیری است

در صورت وقوع هرگونه درگیری در منطقه، پایگاه‌های آمریکا در غرب آسیا، هدف حملات ایران قرار خواهد گرفت، واکنش کشورها منطقه در این زمینه چه خواهد بود؟

کشورهای منطقه این موضوع را برای خود خطر می‌دانند، بر فرض اگر ایران به پایگاه آمریکا در امارات و قطر حمله کرده و خسارات وارد کند، این فقط خسارت برای آمریکا و پایگاه این کشور نیست و خود قطر و امارات، امنیت و منافع آن‌ها هم تحت تاثیر قرار می‌گیرد. حتی اگر فقط و فقط پایگاه مورد اصابت قرار گیرد. از این نظر کشورهای منطقه ترجیح می‌دهند که جنگی اتفاق نیافتد تا آن‌ها هم دچار خسارات نشوند.

برچسب ها :

admin

دیدگاهتان را بنویسید