جمعی از بازیگران تئاتر در دهه سی و چهل همگام با موج نوی سینمای ایران پا به عرصه سینما گذاشته و در خلق آثاری یکسره متفاوت از جریان سینمای آن سالها، همکاری کردند که «علی نصیریان» یکی از این بازیگران است.
به گزارش ایرنا، سینما به عنوان هنر هفتم میتواند به عنوان سفیر فرهنگی عمل کرده و ورای وجوه صنعتیاش از مرزهای جغرافیایی نیز عبور کند. در این محصول فرهنگی، بازیگران حکم ویترین داشته و میتوانند ورای جذب تماشاگر و کشاندن آنها به سالنهای سینما و سرگرمیسازی عمل کنند. از نمونههای شاخص در این باب میتوان به جمعی از بازیگران تئاتر در دهه سی و چهل اشاره کرد که همگام با موج نوی سینمای ایران پا به عرصه سینما گذاشته و در خلق آثاری یکسره متفاوت از جریان سینمای آن سالها، همکاری کردند؛ بازیگرانی همچون محمدعلی کشاورز و عزتالله انتظامی تا جمشید مشایخی و علی نصیریان که مخاطبان نسلهای مختلف سینمای ایران، خاطرات زیادی از تماشای نقشآفرینیهای آنها روی پرده نقرهای دارند.
به بهانه پوستر جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر، نگاهی کوتاه به برخی از آثار شاخص علی نصیریان که سابقهای شصت ساله در سینمای ایران داشته و یکی از چهره های ملی و ماندگار ایران به حساب میآید، میاندازیم.
«گاو»
دومین فیلم داریوش مهرجویی که کل قصه آن در فضای روستا با محوریت مش حسن و گاوش میگذرد و نصیریان نیز در نقش مش اسلام دوست مش حسن ظاهر شده است. فیلمی درخشان با حضور جمعی از بازیگران دنیای نمایش که تا پیش از این فیلم، علاقهای به حضور در آثار سطح پایین و نازل آن سالهای سینمای ایران نشان نمیدادند و نصیریان سی و پنج ساله نیز از آنها جدا نبود.
«جادههای سرد»
مسعود جعفری جوزانی در اولین فیلم بلند سینمایی خود، سراغ قصهای جذاب و کاملا بومی رفته و آن را در فضای سرد و یخزده زمستان ملایر روایت کرده است. شخصیت آقای موسوی معلم روستا که برای کمک به شاگردش اسماعیل و پدر ناخوشاحوالش به جاده برفی زده، شخصیت کنشمند و سمپاتیکی است که کاملا با فیزیک و چهره نصیریان جفت و جور شده و وجود پای مصنوعیاش هم به این امر کمک زیادی کرده است. جدال موسوی با گرگ داخل گودالی که در آن سقوط کرده، از سکانسهای ماندگار فیلم به حساب میآید که مرکز ثقل آن بازیگر توانایی به نام علی نصیریان است.
«ناخدا خورشید»
شاهکار زندهیاد ناصر تقوایی که فیلمنامه آن براساس کتاب داشتن و نداشتن اثر ارنست همینگوی نوشته شده و در گذر زمان به فیلم کالت تبدیل شده، نقش فوقالعاده ای را برای نصیریان در بر داشته است. مستر فرهان دلال مسلک که برای رد کردن قاچاقی چند مسافر غیرقانونی در نیمه نخست دهه چهل، به پست ناخدا خورشید خورده و در آخرین سفر خود سرنوشتی تراژیک پیدا میکند. شخصیتی پر از ریزهکاری که با وجود برخورداری از وجوه خاکستری، به دل تماشاگران فیلم مینشیند. سکانس گفتگوی شبانه او و داریوش ارجمند داخل مسافرخانه قدیمی، یکی از فرازهای کل دوران بازیگری نصیریان در سینما به حساب می آید.
«شیر سنگی»
دومین همکاری جعفری جوزانی و نصیریان نتیجه درخشانی داشته و تبدیل به یکی از ماندگارترین آثار ملی سینمای ایران با تم استعمارستیزی شده است. در نقش علییار رییس یکی از طوایف بختیاری که در کنار لولههای انتقال نفت زندگی میکنند و قتل یک سرباز انگلیسی، قصه تراژیکی را برایشان رقم میزند. یکی از عناصر کلیدی در اختیار بازیگر، چشمها هستند که نصیریان به بهترین شکل از آنها استفاده میکند؛ چشمان نافذی که خشم و غضب و مهر و محبت را توامان داراست و تاثیر غریبی نیز روی تماشاگران دارد.
«بوی پیراهن یوسف»
یکی از مهمترین فیلمهای سینمای دفاع مقدس با محوریت آزادگان که درونمایه اصلی آن چیزی به جز انتظار نیست؛ آن هم با الهام از داستان قرآنی حضرت یونس و پلاک یوسف پسر دایی غفور که از شکم کوسه بیرون آمده است. اینکه غفور با وجود همه نشانهها دال بر شهادت پسرش همچنان منتظر آمدن اوست، ستون فیلمنامه فیلم است که به خوبی آن را پیش میبرد. بوی پیراهن یوسف، یکی از بهترین نقشآفرینیهای نصیریان را با خود دارد که تلاطم غریبی در آن به چشم میخورد. برای مثال نیز میتوان به شکل دویدن او به سمت اتوبوس حامل آزادگان و سکندری خوردن او اشاره کرد که حس و حال شگفتانگیزی دارد.
«دیوانه ای از قفس پرید»
احمدرضا معتمدی که دانش آموخته فلسفه است، برای پیوند زدن آن با سینما تلاش زیادی به خرج داده که مهمترین آن همین فیلم است. آن هم به مدد قصه ای که با نگاه به قصه مشهور شیخ صنعان نوشته شده و نقش های محوری آن را سه تن از بهترین بازیگران سینمای ایران عزت الله انتظامی، علی نصیریان و پرویز پرستویی را بازی کردهاند. فراست با بازی نصیریان، شخصیت سرگشته و آشفتهحالی است که در پیرانهسری دل به زنی جوان بسته و وارد بازی پیچیدهای میشود. تمرکز روی چشمها و نگاهی که عشق، جنون و سرگشتگی در آن موج میزند، برگ برنده نصیریان در ایفای نقش فراست محسوب میشود.
«هفت بهار نارنج»
آلزایمر یا نسیان یکی از بیماریهایی است که سینمای جهان بسیار به آن پرداخته و نمونههایی هم در سینمای کشورمان دارد؛ بیماری مهیبی که در عین حال دست بازیگر را برای ارائه نقشی متفاوت باز میگذارد و نمونه درخشان آن را در فیلم سینمایی پدر با بازی آنتونی هاپکینز دیدهایم.
علی نصیریان هم در هفت بهار نارنج پیرمردی را به تصویر کشیده که به مرور دچار نسیان شده و در خانهای در شمال ایران زندگی پرنوسانی را از سر می گذراند. فیلم با وجود آن که حفرههای زیادی در قصهاش دارد اما با تکیه بر حضور تاثیرگذار نصیریان شکل گرفته و به یک ملودرام متوسطالحال قابل دیدن تبدیل شده که چند لحظه درخشان با محوریت نصیریان دارد.

