رفیق عزیزی در دوران تحصیل داشتم که استاد استفاده از تکیه کلام بود. در هر بحث و گفتوگویی درجای خود تکه کلامها را بهکار میبرد و از اصطلاحات، بهجا و بهموقع استفاده میکرد. یکی از اصطلاحاتی که بیشتر بهکار میبرد “ژانگولر” بود. گاهی وقتها که یکی از دوستان دروغ میگفت و یا حرفهایی بیشتر از توان و درکش بر زبان میراند و یا وقتی ادعای برتری میکرد میگفت “ژانگولربازی” در نیار!
روزی از او خواستیم که حداقل معنی این اصطلاح را برای ما بگوید و او تعریف کرد که “ژانگولر” یکی از قدیمیترین شعبدهبازان تاریخ بوده که جلوی چشم مردم، دستمال میگذاشت داخل جیبش و به جایش خرگوش در میآورد و یا بچهگربه را میکرد داخل قوطی و لحظهای بعد یک آکاردئون از داخل جعبه پیدا میشد و چنین بود که فهمیدیم اصطلاح “ژانگولر بازی” مربوط به آنهایی است که الان یک حرفی میزنند اما دقیقهای بعد رفتاری متفاوت با حرفشان انجام میدهند و یا ادعای حرکت در خط راستی و درستی میکنند و سنگ مردم و جامعه را به سینه میزنند اما در نهایت کاری را میکنند که فقط و فقط به نفع جیبشان باشد. فهمیدیم که ژانگولر برازنده کسانی است که برای چندرغاز طوق بندگی بر گردن میاندازند و شرافت و حریتشان را بهراحتی معامله میکنند! دریافتیم که “ژانگولر” به آنهایی اطلاق میشود که خود و خواستههای خود و منافع شخصیشان را معیاری برای قضاوت درمورد دیگران قرار میدهند و از تغییر موضع پیاپی و حتی لحظهای ترسی به دل راه نمیدهند. به این نتیجه رسیدیم که “ژانگولر” آنهایی هستند که از هر وسیله ممکن برای گلآلود کردن آب اقدام میکنند تا بتوانند ماهیهای دلخواه خود را صید کنند و به ریش مردم بخندند، دستگیرمان شد که “ژانگولر” آنهایی هستند که خود را عامل به قانون و مدافع منافع جامعه معرفی میکنند ولی در خفا رفتاری برخلاف ادعاها انجام میدهند و رفتاری منافقانه در پیش میگیرند. به این نتیجه رسیدیم که “ژانگولر” آنهایی هستند که مدام نقشه میکشند، فتنه آفرینی میکنند، هنجار شکن هستند ولی موجودی سخیف، نادان و قدرتطلب میباشند. “ژانگولر” آنهایی هستند که در عمل قدرت و توان اداره یک مجموعه کوچک و سرپرستی یک یا دو نفر را ندارند ولی در ادعا خود را مدیری قدرقدرت و رئیسی کاردان و فردی آگاه و کاربلد میدانند و “ژانگولر” آنهایی هستند که زندگی عادی خود را در دنیای بیادبی و بیحرمتی میگذرانند ولی مدعی ادب و بزرگی هستند.
بیشتر بخوانید

