بر همگان روشن و مبرهن هست کسانی که چون نقلونبات فحش میدهند و در سایه دروغهایشان و با حرفهای رکیکی که بر زبان میآورند برای مطرح شدن و سری در میان سرها در آوردن تلاش میکنند درنهایت به چهره منفوری در جامعه تبدیل میشوند. به هر وسیلهای که پناه ببرند و از هر راهی که وارد بشوند باید تاوان حرکتهای نسنجیده را بدهند و رسوای خاصوعام شوند. زبان بیانگر شخصیت افراد است و نعمتی است که یک انسان عاقل باید بهنحو مطلوب آن را مورداستفاده قرار بدهد ولی تأسف از آن کسانی است که بهجای استفاده بهینه از آن، زبان را بهصورت ابزاری برای مقاصد باطل، کلمات بیهوده، غیبت، دروغ، فحش و ناسزا بهکار میبندند و از عواقب این رفتار غیرانسانی غافل میشوند. آنهایی که در زندگی روزانهشان فحش و ناسزا به عادیترین مسأله تبدیل میشود از پیامدهای آن بیخبرند. زبان به ناسزا گفتن اثرات ویرانگری در روح و نفس و فکر آدمی برجای میگذارد و ادامه این صفت پست به گستاخی، لاابالیگری و انحراف از مسیر حق میانجامد.
گفتم: فضول باشی باز خبری شدهاست. ناسزا گویان کسانی هستند که در روایتی پیامبر خدا آنها را در زمره بدترین بندگان ذکر کردهاست. در بین مردمی که رعایت ادب و حفظ حرمت جامعه از اهمیت خاصی برخوردار است دشنامگویی و بهکارگیری زبان بدون مراقبت شدیداً مورد نکوهش قرار گرفته است.
گفت: دشنام دادن زیاد نشانه خودانگیختگی بالاست. وقتی افرادی بدون فکر قبلی حرف بزنند و یا فحش را بهعنوان ابزاری برای اعمال قدرت بهکار ببندند نیاز به روانشناسانی دارند که بتوانند آنها را در مسیر کنترل استرس و خشم یاری نمایند.
گفتم: در نزد برخیها که کاری جز فحش دادن و توهین کردن و دروغ گفتن ندارند اثر محیط خانواده اهمیت بیشتری دارد. در این قبیل افراد فحش به بخشی از سبک گفتاری تبدیل میشود و الزاماً نشانه پرخاشگری نمیتواند باشد.
گفت: کسانی که در مقابل حرف حق کم میآورند و یا رفتارهایی خارج از قانون داشته و یا از موقعیت و جایگاهشان سوءاستفاده کرده و منافع شخصی را بر منافع جامعه ترجیح دادهاند برای کنترل اوضاع و تهدید و ترساندن منتقدان به دشنامگویی روی میآورند که این میتواند نشانهی سبک سلطهجویانه یا پرخاشگرانه باشد.
گفتم: امیرمؤمنان به نقل از رسول خدا فرموده است: “خداوند بهشت را بر هر دشنام گوی بی آبرو و کم شرفی که باکی از آنچه میگوید و آنچه به او گفته میشود ندارد حرام کردهاست.”
گفت: معرفی فحاشان و ناسزاگویان در جامعه ضروری است. آشنایی مردم با چهره این قبیل افراد و بیتوجهی به ادعاها و کردارشان شاید بتواند درصدی از فحش دادنهای آنها بکاهد. باز بجاست که از خداوند بزرگ درخواست کنیم که ما را از لغزشها و بهخصوص از شّر زبان حفظ فرماید.

