کم ظرفیتی انسانها در رفتار و عملکرد افراد تأثیر گذار است. به قدرت رسیدن افراد کمظرفیت معمولاً با مشکلات زیادی همراه میشود. این قبیل افراد برای جبران کمبودهای درونی وقتی به جایگاهی رسیدند و در مسندی جلوس کردند برای خود حساب دیگری باز میکنند.
همیشه دربرابر انتقادها عنان اختیار از دست میدهند و حاضر به پذیرش اشتباهات نشده و همواره بر برتری نسبت به دیگران تأکید میکنند.
کمظرفیتها در روابط شخصی با دیگران با مشکل مواجه میشوند. بهمحض رسیدن به قدرت، گذشته خود را فراموش میکنند و موجبات دلسردی، گلایه و ایجاد فواصل در دوستیها و محبتها را فراهم میکنند.
کمظرفیتها بدجوری در دام غرور اسیر میشوند و از توجه و تمجید دیگران لذت برده و در استفاده از عناوین مختلف برای فخر فروشی بیشتر، تردید نمیکنند.
برخیها با دست یافتن به یک مقام و یا امتیاز مادی، خود را گم میکنند و آنچنان مست غرور و تکبر می شوند که گویی این جایگاهها برای آنها دائمی و مقامها زوال ناپذیر است.
همه مقامها و پستها امانتی بیش نیستند. خردمند شایسته نیست که چشم بر واقعیتها ببندد و به یک موردی که موقتی است فخر بفروشد و مباهات نماید.
روانشناسان معتقدند که هرگونه برتری خواهی و کبر و غرور ریشه در احساس عدم امنیت روحی داشته و از عقدهی حقارت نشأت میگیرد.
لازم است که انسان، فریفته پست و مقام و ریاست نشود تا در زمره گروه متکبران قرار نگیرد. این یک امر روشن و آشکار است که پیدایش بسیاری از صفات رذیله و خویهای ناپسند درواقع از کبر و غرور سرچشمه می گیرد.
غرور مانع رشد معنوی بوده و درهای نجات را به روی انسان میبندد. مغرور تکیه زده بر یک جایگاه، دوستان و معاشران را کوچک میشمارد و با غوطهور شدن در افکار باطل خود به خطا و جهل عمیق گرفتار میآید.
مولای متقیان علیبنابیطالب(ع) ضمن وصایای خود به امام حسین(ع) میفرمایند: کسی که نسبتبه مردم تکبر ورزیده و بزرگی بفروشد، ذلیل میشود.
دل بستن به ریاست چند روزه، علاقهمند شدن به جایگاههای موقتی، انسان را به لبه پرتگاه رهنمون میکند. کسانی که خود را بزرگ میبینند و دچار غرور میگردند از سعادت دور می شوند.
امام سجاد(ع) در دعاهایشان میفرماید: بار خدایا، وقتی مرا در نزد مردم بزرگ میکنی، به همان اندازه مرا در نزد خودم کوچک و فروتن نما.

