اجتماعیویژه

بازگشایی مدارس و آغاز ماموریت همیاران کوچک پلیس پایتخت

📅 1 مهر 1405 - 09:20⏱️ 6 دقیقه مطالعه
حرف‌هایشان شاید کوتاه باشد، اما اثرش گاهی از ده‌ها تذکر رسمی بیشتر است؛ وقتی کودکی از صندلی عقب خودرو می‌گوید «بابا، کمربندت را ببند» یا «مامان، چراغ قرمز است، صبر کن»، کمتر پدر و مادری می‌تواند بی‌تفاوت از کنار این جمله بگذرد. حرف‌های همیاران کوچک پلیس، از جنس دستور و تذکر خشک نیست؛ از زبان فرزندانی می‌آید که والدینشان دوستشان دارند و همین، کلام کودکانه آنها را شنیدنی‌تر و اثرگذارتر می‌کند.

به گزارش ایرنا، کودکان همیار پلیس هر چند دست‌هایشان کوچک است اما مأموریتشان بزرگ؛ کودکانی که در کنار درس و بازی همیار پلیس شده‌اند تا از مدرسه تا خانه، رعایت قانون و ایمنی را به بزرگ‌ترها یادآوری کنند و چنان صحبت‌هایشان تاثیرگذار است. کودکان همیار پلیس، قانون را با زبان خودشان به خانه می‌برند؛ زبانی ساده، صمیمی و بی‌تکلف که گاهی دل بزرگ‌ترها را بیشتر از هر بخشنامه و تذکری تکان می‌دهد. شاید همین صدای کوچک، پدر و مادری را وادار کند کمربند ایمنی ببندد، پشت خط عابر توقف کند یا هنگام رانندگی تلفن همراه را کنار بگذارد. آنها هنوز قدشان به بسیاری از تابلوهای خیابان نمی‌رسد اما حرفشان می‌تواند تا عمق رفتار بزرگ‌ترها نفوذ کند؛ کودکانی که امروز همیار پلیس‌اند و فردا، شهروندانی قانون‌مدار خواهند بود.

هنوز قدشان به شیشه خودرو نمی‌رسد اما گاهی صدایشان از صندلی عقب بلند می‌شود؛ «مامان، کمربندت رو ببند»، «بابا، چراغ قرمزه!» کودکان همیار پلیس تهران، این‌بار نه با دفتر و کتاب که با چند قانون ساده ترافیکی راهی خانه شده‌اند تا آنچه در مدرسه آموخته‌اند، به خیابان و خانواده ببرند.

صبح تهران با رفت‌وآمد خودروها و هیاهوی خیابان آغاز می‌شود؛ خیابان‌هایی که برای بزرگ‌ترها پر از تابلو، چراغ و خط‌کشی است، اما برای کودکی که تازه پا به مدرسه گذاشته، هر گوشه آن می‌تواند یک سؤال باشد چرا باید پشت چراغ قرمز بایستیم؟ چرا نباید از میان خودروها عبور کنیم؟ چرا کمربند ایمنی را حتی برای یک مسیر کوتاه باید ببندیم؟ پاسخ بخشی از این سؤال‌ها را قرار است کودکان همیار پلیس یاد بگیرند؛ کودکانی که در کنار درس و بازی، یک مسئولیت کوچک اجتماعی هم بر عهده گرفته‌اند؛ مراقبت از قانون و یادآوری آن به خود و خانواده.

همیار پلیس بودن برای آنها شاید در ابتدا با یک نشان، کلاه یا جلیقه و چند آموزش ساده آغاز شود اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. کودک، وقتی پشت خودرو می‌نشیند، دیگر فقط مسافر نیست؛ می‌تواند نگاه والدین را به قانونی جلب کند که شاید در شتاب روزمره فراموش شده باشد.

کمربندت رو ببند

همین جمله کوتاه، شاید ساده به نظر برسد، اما وقتی از زبان یک کودک شنیده می‌شود، معنای دیگری پیدا می‌کند. پدر و مادری که خود را ملزم به رعایت قانون می‌دانند، حالا یک ناظر کوچک هم در کنارشان دارند؛ کودکی که آموزش‌های مدرسه را با خود به خانه آورده است. فرهنگ ترافیک، از همین جا شکل می‌گیرد؛ نه فقط در کلاس‌های آموزشی پلیس و مدرسه بلکه در همان لحظه‌ای که خانواده پشت چراغ قرمز می‌ایستد، کمربند ایمنی را می‌بندد یا به کودک یاد می‌دهد برای عبور از خیابان، مسیر ایمن را انتخاب کند.

همیاران پلیس قرار نیست جای پلیس را بگیرند. آنها قرار است از کودکی با مفهوم قانون، مسئولیت اجتماعی و ایمنی آشنا شوند؛ نسلی که اگر امروز عبور از خط عابر و احترام به چراغ قرمز را تمرین کند، شاید فردا همین رفتارها برایش به عادتی طبیعی تبدیل شود. در تهران، شهری که خیابان‌هایش هر روز شاهد حجم بزرگی از تردد خودروها و عابران است، آموزش ترافیک فقط یک موضوع آموزشی نیست؛ بخشی از زندگی روزمره است. کودکی که امروز دست والدش را می‌گیرد و از خط عابر عبور می‌کند، ممکن است چند سال بعد خودش راننده‌ای باشد که پشت همان خط می‌ایستد و حق عبور عابر را رعایت می‌کند.

به همین دلیل است که آموزش از کودکی اهمیت پیدا می‌کند؛ جایی که قانون هنوز برای کودک یک مفهوم خشک و اداری نیست، بلکه می‌تواند در قالب یک بازی، یک نشان کوچک یا حتی یک تذکر شیرین به پدر و مادر معنا پیدا کند.

دوست دارم پلیس شوم

یونا کلاس چهارم ابتدایی است؛ می‌گوید وقتی در خودرو می‌نشیند، حواسش به کمربند ایمنی هست و اگر یکی از اعضای خانواده آن را نبندد، به او تذکر می‌دهد. برای او شاید این کار بخشی از بازی و مسئولیتی باشد که در مدرسه یاد گرفته است اما همین تذکرهای کوچک، نقطه آغاز یک تغییر بزرگ‌تر است.

این کودک بامزه دبستانی ادامه می‌دهد: پدرم خیلی بد رانندگی می‌کند اما من به او تذکر می‌دهم. با سرعت رانندگی می‌کند و خواهر کوچک‌ترم خیلی می ترسد به او گفتم اگر ما را دوست داری با سرعت کم رانندگی کن وقتی این حرف را می‌زنم می‌خندد و رعایت می کند.

آیناز نیز یک دختربچه دبستانی و همیار پلیس است با افتخار می‌گوید من همیار پلیسم و دوست دارم به کسانی که بد رانندگی می‌کنند تذکر بدهم. مادر و پدرم خیلی خوب رانندگی می‌کنند و حتی بعضی از قانون‌ها را به من یاد می‌دهند اما یک عمو دارم که خیلی بد رانندگی می‌کند و به حرف هیچ کسی گوش نمی‌دهد.

والدین هم گاهی مخاطب اصلی این آموزش‌ها هستند؛ چرا که کودک، رفتار بزرگ‌ترها را می‌بیند و همان را یاد می‌گیرد. اگر پدر هنگام رانندگی کمربند ببندد، پشت چراغ قرمز بایستد و حق عابر را رعایت کند، کودک نیز قانون را نه فقط در حرف، بلکه در عمل می‌آموزد.

سپیده مادر یک کودک دبستانی می‌گوید: از وقتی پسرم از طریق مدرسه همیار پلیس شد خیلی در نحوه رانندگی همسرم تاثیر گذاشت. البته همسر من موتور دارد و بی توجه به قوانین رانندگی می‌کرد حتی از کلاه ایمنی هم استفاده نمی‌کرد. از دو سال گذشته که پسرم برایش کلاه گرفت و گفت بابا لطفا قانون را رعایت کن و مواظب بچه ها باش، همسرم خیلی تحت تاثیر حرف‌های او قرار گرفته و کمتر می‌بینم که تخلف کند.

وی ادامه می‌دهد: والدین روی کودکان خود حساس هستند اگر هر فرهنگی را برای آموزش از کودکی شروع کنیم به نحوی که در آن ها نهادینه شود به صورت طبیعی این فرهنگ به دل خانواده ها نیز وارد می شود و بسیار اثربخش خواهد بود.

پلیس به آینده اندیشید

طرح «همیار پلیس» در کشور از سال ۱۳۸۴ با هدف آموزش فرهنگ ترافیک به دانش‌آموزان و استفاده از ظرفیت آنان برای ترویج قانون‌مداری در خانواده‌ها آغاز شد؛ طرحی که طی بیش از 2 دهه، کودکان را از مخاطب آموزش‌های ترافیکی به سفیران کوچک قانون در خانه و جامعه تبدیل کرده است. این برنامه در واقع بخشی از همان مسیری است که پلیس راهور برای نهادینه کردن فرهنگ ترافیک از سال‌های کودکی دنبال می‌کند؛ مسیری که «همیار پلیس» یکی از شناخته‌شده‌ترین جلوه‌های آن است. آموزش قانون از کودکی، وقتی با زبان ساده و تجربه‌های روزمره کودک همراه شود، می‌تواند آموخته‌های ترافیکی را از کلاس درس به خانه و خیابان ببرد؛ جایی که کودکان گاهی با یک تذکر ساده، والدین خود را به بستن کمربند ایمنی، رعایت چراغ قرمز یا عبور از محل ایمن دعوت می‌کنند.

حضور سرهنگ فیروز کشیر، معاون اجتماعی و فرهنگ ترافیک پلیس راهور تهران بزرگ در جشن شکوفه‌ها و آموزش نکات ترافیکی به کلاس‌اولی‌ها نیز در همین چارچوب قابل توجه است؛ برنامه‌ای که در کنار حال‌وهوای نخستین روز مدرسه بر اهمیت آغاز آموزش‌های ترافیکی از سال‌های ابتدایی تأکید داشت. اهدای ۲۰ کلاه ایمنی به پدرانی که فرزندان خود را با موتورسیکلت به مدرسه رسانده بودند نیز بخش دیگری از این برنامه بود تا پیام ایمنی، همزمان به کودکان و والدین منتقل شود

همیاران کوچک پلیس، در واقع حلقه‌ای میان مدرسه و خانه‌اند؛ پیام‌آوران کوچکی که قرار است آموخته‌های خود را از کلاس به خانواده ببرند و از خانواده به خیابان. شاید آنها هنوز برای نشستن پشت فرمان خودرو خیلی کوچک باشند اما برای یاد گرفتن قانون هیچ‌وقت زود نیست. امروز، آنها همیار پلیس‌اند؛ کودکانی با قدهای کوچک و مسئولیتی بزرگ. فردا اما همین کودکان، عابران، دوچرخه‌سواران، موتورسواران و رانندگان شهری خواهند بود که رفتارشان بخشی از چهره ترافیکی تهران را شکل می‌دهد. شاید فرهنگ ترافیک، پیش از آنکه پشت فرمان آغاز شود از همان صندلی عقب خودرو و با صدای یک کودک شروع شود؛ کودکی که می‌گوید: «بابا، کمربندت رو ببند.»